صحیفه صحت ( نامه ی طلائی امام رضا (ع) ) - پزشکی وسلامت

بهداشت و سلامت از دغدغه های اساسی بشر در ول تاریخ بوده و هست و خواهد بود ، چرا که سلامت جسم، زمینه ساز همه فعالیت های علمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و دینی است، بنابراین اگر بهداشت و سلامت انسان در خطر قرار گیرد، گویا همه فعالیت های انسان در معرض خطر قرار گرفته است. از این رو انسان به بهداشت و درمان خود اهمیت فوق العاده ای می دهد. این مسأله ی مهم مورد توجه دین و رهبران الهی نیز قرار گرفته است. از این رو می بینیم که قرآن کریم درمورد بهداشت و درمان به اصول کلی بهداشت مثل : لزوم استفاده از غذاهای پاک و پاکیزه[1]و پرهیز ازاسراف در غذا خوردن وآشامیدن[2] اشاره کرده و به خواص درمانی برخی غذاها مثل عسل، مستقیماً اشاره کرده است.3[3]

در روایات پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) نیز به بهداشت و سلامت انسان توجه شده است که این گونه احادیث تحت عنوان«احادیث طبی» گردآوری شده است.[4]

از جمله ی آیه9ا «رساله ذهبیه» امام رضا (ع) است که آگاهی تحت عنوان طب الرضا(ع) منتشر می شود. اما برای فهم این احادیث و استفاده از آنها لازم به چند نکته اساسی توجه کنیم.

فصلاول: کلیات

اول: لزوم توجه به هدف دین و امامت

هدف اساسی دین و قرآن، هدایت مردم است[5] و لی به عنوان هدف فرعی مقدماتی به مسایل بهداشت و درمان پرداخته است، چون تا سلامت جسم انسان تأمین نشود، زمینه فعالیت علمی، دینی،اجتماعی و سیاسی او فراهم نمی شود.

هدف اساسی امامان معصوم 
(ع) نیز همان هدف دین و قرآن کریم است. یعنی برای هدایت مردم به سوی خدا تلاش می کنند، ولی در همین راستا گاهی با درخواست مردم، توصیه های بهداشتی و درمانی می نمایند؛ تا ره صد ساله عقل و علم را یک روزه طی کنند، و از خزانه علم الهی برخی از اصول و قوانین و اسرار پزشکی را دریافت و عمل کنند.

پس هر چند علم ائمه اطهار(ع) گستره ای وسیع دارد[6] ولی هدف امامان آن نیست که جزئیات علوم پزشکی و غیر آن را برای ما بیان کنند، که هر علم متخصص خود را دارد، بشر به صورت طبیعی رشد علمی خواهد کرد و بسیاری از اسرار طبیعت و بدن خود را کشف میکند و به علل بیماری ها و رمز پیشگیری از آنها دست می یابد. پس توصیه های بهداشتی و درمانی پیامبر و ائمه اطهار(ع) از باب فضل به مردم است.

نامه طلائی ( رساله ذهبیه) امام رضا (ع) نیز به درخواست مأمون در مورد مسایل بهداشتی سلامت و درمان به رشته تحریر در آمد.این نامه با نام خدا شروع می شود و بعد از تمسک به عنایت الهی، مسایل پزشکی را به عنوان سنت های الهی بیان می کند:

« بسم الله الرحمن الرحیم، اعتصمت الله، و اعلم ان الله عزوجل لم یبتل الجسد بداء حتی جعل له دواء یعالج به و...»[7]

دوم: لزوم توجه به نقش زمان ، مکان و مخاطب در فهم احادیث.

 احادیث طبی از چند جهت قابل تقسیم و بررسی است:

الف: احادیثی که اصول کلی بهداشت و درمان را بیان می کند:

در رساله ذهبیه از امام رضا (ع) نقل شده که فرمودند:

« سلامت و بیماری بدن وابسته به غذای ان است».

و نیز:

« آب سرد بعد از غذای گرم ننوشید».[8]

اینگونه احادیث همانند اصول کلی بهداشت و درمان که در قرآن آمده ( مثل : لزوم پرهیز از اسراف و شفا بودن عسل) قابلب استفاده برای همگان است.

ولی در این مورد نیز باید توجه داشته یاشیم که هر اصل و قاعده کلی بهداشتی و درمانی، همیشه موارد استثناء دارد. چرا که جزیات ترکیبات بدن همه افراد بشر همواره یکسان نیست. بلکه گاهی افراد ویژگی های خاص دارند.

برای مثال در عصر ما داروی پنی سیلین برای درمان عفونت های بدن عموم مردم مفید است. اما گاهی افراد نادری یافت می شوند که نسبت به این داروی شفا بخش حساسیت دارند و حتی ممکن است در اثر استفاده از آن دچار آسیب شوند.

 در مورد عسل نیز همین گونه است یعنی قاعده کلی که در مورد شفا بودن عسل در قرآن بیان شده است.[9]
در مورد غالب مردم و اکثر عسل ها صحیح است. اما گاهی ممکن است کسی به یک نوع عسل حساسیت داشته باشد یا یک نوع خاص عسل در اثر سهل انگاری زنبور ها یا زنبورداران آلوده شده باشد. بنابراین آن نوع خاص عسل زیان آور خواهد بود. همان طور که امام رضا (ع) در « رساله ذهبیه» به چند قسم از عسل های زیان آور اشاره فرموده است و آنها را سم کشنده معرفی کرده اند.[10]

در مورد قواعد کلی که در رساله ذهبیه آمده نیز به همین صورت است یعنی ممکن است قاعده «وابستگی سلامت و بیماری بدن به غذای آن» در مورد برخی افراد، استثنا داشته باشد. مثلاً شخصی بیمار شود اما بیماری او ناشی از ناراحتی های روحی و عصبی باشد نه غذا. ولی به هر صورت در علم پزشکی قدیم و جدید به اصول قواعد کلی بهداشت و درمان عمل می کنند مگر در موارد استثنا. و اصولاً علوم پزشکی بر اساس این اصول کلی بنا نهاده شده است و در روایات نیز برخی از این اصول کلی بیان شده است.

ب: احادیثی که موارد خاص را بیان می کند.(احادیث فی الواقعه):

برخی از احادیث مسایل بهداشت یا درمانی را نسبت به فرد خاص بیان می کند. یعنی امام (ع) دارویی را برای مخاطب خاص توصیه می کند. و یا با توجه به مناطق گرمسیر یا سردسیر تجویز می کنند. این گونه احادیث در حقیقت مثل نسخه های پزشک است که برای دیگران چندان قابل اجراء و عمل نیست. چون قواعد و اصول کلی را بیان نمی کند و تشخیص اینکه افراد و موارد از چه جهاتی مورد توجه امام (ع) بوده اند غالباً روشن نیست تا بتوان به موارد مشابه تسرّی داد.

برای مثال در موارد متعددی نقل شده که فردی گرفتار سردرد یا زکام یا ضعف دید چشم و درد شکم

بود و به امام صادق (ع) مراجعه کرده و حضرت داروها یا دستورات درمانی به آنها داده اند.[11]

روشن است که این گونه موارد قابل تسرّی به دیگران نیست چون از باب نسخه پزشکی است که دستورات درمانی جزئی برای فردی خاص بیان می کند که خصوصیات بیمارحاظر و منطقه آب و هوایی و ... لحاظ شده است. به اینگونه احادیث در علوم حدیث«احادیث فی الواقعه» گویند که قابل استناد و استنباط مطلب برای دیگران نیست.

ج: مطالب طبی که بر اساس ادبیات پزشکی عصر خاص بیان شده است:

برخی مطالب که در احادیث طی ائمه اطهار(ع) بیان شده است بر اساس ادبیات پزشکی آن عصر بیان شده است:

برای مثال در عصر ما اگر پزشکی بخواهد از حالات یک بیمار گزارش بدهد، به فشار خون، گروه خونی، ترکیبات بدن که در آزمایش خون و ادرار به دست آمده است و ... را بیان می کند، و از نام داروها و ترکیبات شیمیایی مواد غذایی و خواص آنها سخن می گوید.

ولی پزشکان قدیم از صفراء، سوداء، بلغم، و... سخن می گفتند. همان طور که سردی و گرمی غذاها را بیان می کردند و گاهی از ماه های رومی وصول سال نام می بردند. یعنی نظام پزشکی و اصطلاحات خاص خود را داشتند.

 حال اگر کسی بخواهد در هر عصر دستورات بهداشتی و درمانی بیان کند لازم است ادبیات پزشکی آن عصر را لحاظ کند وگرنه مخاطب او مطلب را به خوبی دریافت نمی کند.

 پس کاربرد این اصطلاحات ب معنای تأیید همه لوازم پزشکی آنها نیست. از این روست که می بینیم در رساله ذهبیه امام رضا(ع) و احادیث طبی دیگر گاهی از این اصطلاحات برای بیان توصیه های بهداشتی و درمانی استفاده شده است و حتی از امام رضا (ع) نقل شده که در مذاکره ای که قبل از نگارش رساله ذهبیه با مأمون و دانشمندان داشته است فرمودند:[12]

نزد من نیز تجربیات و اطلاعاتی هست که بر اثر مرور زمان و آزمایش های گوناگون به صحبت و درستی آنها یقین کرده ام به اضافه آنچه از گذشتگان بر آن توفیق یافته ام از چیزهایی که انسان نمی تواند آنها را ندیده بگیرد و متروک بگذارد، ولی آنها را به صورت یک کتاب جمع آوری خواهم کرد.

سوم: لزوم بررسی سندی و محتوایی احادیث طبی

هرگاه جنس گرانبهایی در بازار عرضه شود، شیادان تلاش می کنند که بدل آن را بسازند و طلای تقلبی را به عنوان طلای اصلی به مردم عرضه کنند تا سودجویی نمایند. احادیث پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) نیز همچون طلایی است که در بازار اندیشه عرضه شده و افرادی تلاش کرده اند که با ساختن احادیث جعلی، به اعتبار آنها ضربه بزنند یا سودجویی کنند. از این رو لازم است احادیث طبی از نظر سند و محتوا بررسی شود. لازم به یادآوری است که بعد از احراز صحت سند حدیث، بر اساس قواعد فقه الحدیث هر حدیثی با محکمات چهارگانه مخالفت داشته کنار گذاشته می شود. یعنی معیارهای قد محتوایی احادیث عبارتند از:

الف: مخالفت با قرآن کریم

ب: مخالفت با سنت قطعی پیامبر(ص) و اهل بیت (ع)

ج: مخالت با عقل (برهان های قطعی عقل)

د: مخالفت با یافته های علمی قطعی.

 بنابراین هرکدام از احادیث طبی که از نظر سند ضعیف باشد یا از نظر محتوایی مشکل داشته باشد کنار گذاشته می شود.

مرحوم شیخ صدوق در مورد احادیث طبی می نویسد:

احادیثطبیبرچندگونهاست:

- برخی از آنها ناظر بر آب و هوای مکه و مدینه هستند و به کار بستن آنها در شرایط دیگر جایز نیست.

- برخی از آنها را معصومین(ع) با توجه به حال و طبع سؤال کننده پاسخ داده اند.

- برخی از این احادیث را مخالفان با هدف زشت جلوه دادن چهره مذهب در میان احادیث گنجانده اند.

- در برخی از آنها سهوی از روایت کننده سرزده است و یا بخشی از حدیث فراموش شده است.

بنابراین اینکه فرمودند: عسل شفای هر دردی است، منظور هر دردی است که از سردی طبع برخیزد و آنچه درباره درمان بواسیر به وسیله شستشو با آب سرد آمده، در صورتی است که این بیماری از حرارت طبع ناشی شده باشد. و آنچه درباره شفاء بودن بادمجان روایت شده ناظر به هنگام رسیدن خرما و در مورد کسانی است که خرما می خورند.

پس باید گفت: آنچه در مورد درمان درست بیماری از امامان(ع) رسیده، اگر مضمون آیات و سوره های قرآن یا دعاهایی باشد که به حکم سندهای قوی و طرق صحیح به ما رسیده باشد پذیرفته خواهند شد.»[13]

آیت الله محمدی ری شهری نیز با تقسیم احادیث طبی به سه دسته اعجازهای درمانی دینی با اذن الهی، احادیث مربوط به پیشگیری بیماری ها و احادیث درمان بیماری ها (شامل درمان خواستن به وسیله دعا و قرآن و یا درمان از طریق دارو) عوامل مطرح شده در احادیث را علت تامه نمی داند و توصیه می کند داروهای مطرح شده در احادیث قبل از بررسی در آزمایشگاه مورد عمل قرار نگیرد.[14]

 چهارم: سندطلاییامامرضا (عرسالهذهبیه»

نگارش نامه طلایی امام رضا (ع)« رساله ذهبیه» داستانی دارد و با سندهای مختلف نقل شده است در اینجا نخست داستان نگارش آن را از مقدمه علامه عسگری (ره) در مورد رساله ذهبیه نقل می کنیم.[15]

در اوایل قرن سوم هجری، هنگام خلافت بنی عباس که در تاریخ اسلام به قرن طلایی معروف است، مأمون یکی از خلفای عباسی در خراسان عهده دار خلافت شد و حضرت رضا(ع) از آل محمد(ص) را به ولایتعهدی برگزید ایشان ضمن انجام امور مسلمانان، طبق دستور خلیفه، انجمنی از بزرگان علم در نیشابور تشکیل دادند، در یکی از مجالس علمی که مأمون دانشمندترین خلیفه عباسی آن را بیشتر برگزار می کرد دستور داد علمای بزرگ آن زمان را از نقاط مختلف در آن جلسه حاضر کنند تا در حضور آنان در دریای علوم و معارف آن زمان شناور شوند و غوامض آن علوم را آشکار نمایند و حقایق آنها را کشف کنند. هدف مأمون این بود که می خواست برای پی بردن به حقایق علمی، رغبت علما را به بحث و جدل زیاد کند و ضمناً به واسه جمع کردن دانشمندان مشهور آن زمان نام خود را در اطراف و اکناف جهان معروف کند. برخی مجالس علمی را از سلسله فلاسفه و علمای علم پزشکی تشکیل می داد تا آنها در این مجالس درباره مزاج های مختلف انسان و طب ابدان بحث کنند و حاضرین در این مجالس عبارت بودند از :

1- مأمون خلیفه عباسی

2- حضرت امام رضا(ع) ولیعهد خلیفه

3- یوحنا فرزند مالویه طبیب معروف آن زمان

4- جبرئیل فرزند بختیشوع پزشک نصرانی

5- صالح فرزند سلهمه هندی فیلسوف و عده دیگری از صاحبان علوم فلسفه نظری و کلام.

در این مجالس،درباره ی علم پزشکی و از آنچه که سلامتی و قوام بدن انسان به آن بسته است بحث می کردند و این بحث ها ، مأمون و سایر حاضرین در جلسه را مشغول می کرد.

 در یکی از جلسات ،بحث بر این بود که خداوند این جسد آدمی را چگونه و با چه حکمتی ترکیب داده و چه عناصر متضادی از طبایع چهارگانه و«سودا، صفرا، بلغم و خون»در آن جسد قرار داده، همچنین درباره نفع و ضرر غذاها به بدن آدمی بحث می کردند،در این میان حضرت امام رضا(ع) ساکت بودند و سخنی نمی گفتند.

لذا مأمون رو به 
حضرت گفت: ای ابوالحسن ! نظر شما درباره ی مسائلی که در این جلسه مطرح شده چیست؟ حضرت پاسخ دادند: نزد من درباره ی علم طب و ابدان، چیزهایی هست که من شخصاً آنها را تجربه کردم و درستی آنها را به وسیله آزمایش به مرور زمان دریافته ام.ضمناً به اطلاعاتی که گذشتگان ما در این باره داشته اند آگاهم چون دانستن همه اینها برای هر انسانی لازم است و در جهل آنها عذر کسی مسموع نیست من این مسائل را با معلومات خود برای تو جمع آوری می کنم تا هنگام نیاز از آنها استفاده کنی.

پس از خاتمه آن جلسه، مأمون ناچار به مسافرت به شهر بلخ دشد و از شهر بلخ نامه ای درباره ی مسائل پزشکی نوشت و از حضرت خواست که به وعده خود وفا کند. حضرت هم نامه ای به شرح زیر در پاسخ مأمون نوشت که در آن موارد در خواست مأمون تشریح شده است.

نامه طلای امام رضا(ع) ( رساله ذهبیه) در حدود سای 201 هجری قمری برای مأمون نوشته شد. مأمون آنقدر از نامه امام رضا(ع) خشنود شد و به نظرش جالب آمد که دستور داد آن را با آب طلا بنوسند از این رو این نامه به نام نامه طلائی (رساله ذهبیه یا مذهبه) معروف شد.[16]

سند مشهور 
( رساله ذهبیه) اینگونه نقل شده است.[17]

رساله ذهبیه یا مذهبه به اسناد مختلفی در کتاب های روایت نقل شده از جمله موسی بن علی بن جابر سلامی گوید که استاد بزرگوار ما سدید الدین یحیی بن محمد بن علیان خازن می فرمود: ابومحمد بن جمهور برای من نقل کرد که پدرم از ملازمان خاص حضرت علی بن موسی الرضا و اکثراً در خدمت او و از احوالش باخبر بود از جمله در سفر از مدینه به خراسان ملازم خدمت بود تا وقتی که حضرت در طوس شهید شد می گفت: زمانی مأمون به نیشابور مجلسی ترتیب داد و از حضرت رضا (ع) و جماعتی از اطباء و فلاسفه دعوت کرد از جمله یوحنا بن ماسیوه  و جبرئیل بن بختیشوع و صالح بن سلهمه هندی حضور یافتند، سخن از هر جانب به میان آمد تا به رشته ی طب و معالجات بدن کشید.

علامه عسکری(ع) نسخه دیگری را نقل کرده و در مورد آن اینگونه نگاشته است:

 من مرتضی عسکری نسخه خطی این نامه را طبق روایت نوفلی( یکی از محدوثین معروف) درکتابخانه آیت الله عسکری در سامرا پیدا کردم نوفلی[18] از امام (ع) نقل می کند که :

وقتی نامه حضرت رضا(ع) به مأمون در بلخ می رسد، مأمون آن را می خواند و بسیار خرسند می شود ، دستور می دهد آن نامه را با آب طلا بنویسند و بعد هم آن را تکثیر کنند و برای هر کدام از فرزندانش و اولیاء و دوستان بنی اعمالش یک نسخه که با آب طلا نوشته شده بود بفرستد.

بعد هم از ابی الحسن صالح بن عبدالله الهاشمی[19] نقل شده، که گفته : پدرم که خازن بیوت الحکمته مأمون بوده نسخه برداری از نامه حضرت را در خزانه ی مأمون بعد از وفاتش تأیید کرده و گفته با نامه حضرت نامه ای بوده که خود مأمون آن را با خط بسیار زیبا نوشته بود.

آقای دکتر زینی در مقدمه خود بر رساله ذهبیه ، نقل این احدیث را متواتر می داند و می نویسد:[20]

نقل این رساله از حضرت رضا(ع) به تواتر رسیده است و ما (دکترزینی) این رساله توسط حسن بن محمد بن جمهور به دست آوردیم که می گفت از پدرش (محمد بن جمهورعمی) به وی رسیده ولی گاهی هم می گفت از جدش که در کتاب رجال با نام (محمد بن جمهور) معروف بوده و به وی رسیده است که او هم از تمیمی بصری نقل کرده است.

تمیمی بصری هم از پسر عمش، که معاصر حضرت رضا(ع) 
بوده نقل کرده است روایت شده که تمیمی بصری ، چندین کتاب تألیف کرده که عبارتند از: کتاب ادب علم عربی، کتاب صاحب الزمان (ع) ، کتاب وقت ظهور صاحب الزمان(ع) 
و «کتاب حاضر» رساله ذهبی از حضرت امام رضا (ع) .

 و تمیمی بصری بیش از 90 سال عمر کرده است و در کتابخانه آیت الله عسکری در سامرا نسخه خطی این رساله بوده که از ابی محمد حسن بن محمد نوفلی روایت شده است.

این شخص ، حسن بن فضل بن یعقوب بن سعید بن نوفل بن حرث بن عبدالمطلب می باشد که نجاشی درباره او می گوید: شخصی عالم، جلیل القدر و مورد اعتماد است که از حضرت رضا(ع) نسخه ی رساله را ، روایت کرده و همچنین از ابی عبدالله و از ابوالحسن (موسی) الخ.

مجلسی در جلد 59 بحار صفحه 306 ، پس از پایان شرح این رساله می نویسد، ابو محمد بن قمی گفت وقتی این رساله از جانب حضرت رضا(ع) 
به مأمون رسید آن را خواند و شاد شد و دستور داد آن را با آب طلا نوشتند و نامش را « رساله ذهبیه» گذاردند الخ.

پنجم: شرحهاینامههایطلایامامرضا (ع) (رسالهذهبیه)[21]

1. ترجمه« علوی بر طب رضوی»:

قدیمی ترین شرح برای این رساله متعلق به سید ضیاء الدین ابی الرضا فضل الله بن علی رواندی متوفی به سال 548 هجری می باشد.

2. ترجمه «ذهبیه»:[22]

که مولی فیض الله عصاره تستری ، ماهر در علم طب و نجوم در عصر فتحعلی خان و زمان حکومتش در تستر در حوالی سال 1078 هجری، نوشته که نسخه خطی آن در کتابخانه مشکاه در دانشگاه تهران موجود است و تاریخ استنساخش 1133 هجری می باشد.

3. ترجمه «ذهبیه»:

محمد باقر مجلسی متوفی به سال 1110 هجری ، که نسخه خطی آن در کتابخانه آیت الله مغفور صدر در کاظمین موجود است.

4. کتاب « عافیت انسانی در شرح ذهبیه»:

 تألیف میرزا محمد هادی ابن میرزا محمد صالح شیرازی که در آن در عصر شاه سلطان صفوی تألیف کرده و نسخه خطی آن در کتابخانه سید همدانی در نجف اشرف موجود است.

5. شرح« طب الرضا(ع)»:

 تألیف آقای محمد شریف خاتون آبادی که در سال 1120هجری آن را نوشته است.

6. ترجمه «ذهبیه»:

تألیف سید شمس الدین محمد ابن بدیع رضوی مشهدی که در سال 1105 هجری تألیف کرده و نسخه خطی آن در کتابخانه شیخ علی اکبر نهاوندی در خراسان موجود است.

7. شرح «طب الرضا(ع)»:

تألیف سید عبدالله شبر الحسینی متوفی به سال1242 هجری.

8. شرح «طب الرضا(ع)»:

تألیف حاج محمد ابن حاج محمد حسین مشهدی متوفی به سال 1257 هجری.

9. شرح «طب الرضا(ع)»:

تألیف نوروز علی بسطامی.

10. شرح «محمودیه»:

تألیف حاج میرزا کاظم موسوی زنجانی متوفی به سال 1292 هجری که در نسخه خطی آن نزد خانواده اش موجود است.

11. شرح «طب الرضا(ع)»:

از مولا محمد بن یحیی که در خزانه آقای محمد علی خوانساری در نجف اشرف می باشد.

12. «طب رضوی»:

که آن را یکی از معاصرین، آقای سید نصر الله موسوی ارومیه شرح کرده است.

13. کتاب «ذهبیه در اسرار علوم طبی»:

تألیف احمد مقبول، شرح به زبان اردو که در حیدر آباد چاپ شده است.

14. طب الرضا(ع ) و طب الصادق (ع) (طب و درمان در اسلام)

شرح رساله ذهبیه تألیف دکتر سید عبدالصاحب زینی از انتشارات دانشکده طبی عراق.

15.  طب الرضا(ع ) (طب و بهداشت از امام علی بن موسی الرضا(ع ))

ترجمه آقای نصر الدین امیر صادقی ، با شرح مطالب رساله.

ششم: گزارشیازمحتواینامهطلایامامرضا(ع )

رساله امام الرضا(ع) که یکی از نوادر زمان خود می باشد در بیان مطالب ، بسیار وشیوا و رساست و شامل نصایح طبی گرانبهایی است که اگر هر عالمی از علمای طب بخواهد این رساله را تشریح کند .و یا تعلیقی بر آن بنویسد، مسلماً بر تألیف چندین کتاب پر حجم نیازمند خواهد شد باز هم نخواهد توانست حق مطالب دقیق رساله را ادا کند و این رساله پر مغز و علمی به طور اختصار شامل تعدادی از علوم طبیعی مانند:

1. علم تشریح

2. علم زیست شناسی

3.علم وظایف الاعضاء ( فیزیولوژی)

4. علم امراض بهداشت وپاتولوژی

5. علم حفظ بهداشت و علم پیشگیری

6. علم غذاها

7. علم شیمی[23]

هفتم: فوایدیادآوریوتوجهبهاحادیثطبی

 احادیث پیامبر (ع) و اهل بیت (ع) میراث گرانقدری است که به دست ما رسیده است و لازم است در شناخت ، پالایش و استفاده صحیح از آنها بکوشیم . این احادیث ، فواید و تأثیرات زیادی دارد از جمله:

1. فایدهعملی:

برخی از این احادیث اصول و قواعد کلی بهداشت و درمان را بیان میکند که عمل به انها زمینه ساز سلامت انسان است.

برخی از این دستورات و توصیه ها، در عصر ما نیز مورد تأکید پزشکان قرار گرفته است. مثل آداب غذا خوردن ، آداب خواب و مسافرت ،حجامت و...

2.فایدهاعتقادی:

برخی از این احادیث در حد شگفتی یا اعجاز علمی است ؛ یعنی در بردارنده ی مطالبی است که قرن ها بعد از عصر ائمه اطهار (ع) در علوم پزشکی کشف شده است، و به صورت طبیعی در

آن عصر در دسترس علم بشر نبوده است.بنابراین نوعی راز گویی پزشکی به شمار می آید که

عظمت علمی و حقانیت ائمه اطهار (ع) را به اثبات می رساند. مثل دستوراتی که در زمینه بهداشت دهان و دندان در رساله ذهبیه از امام الرضا (ع) نقل شده است که چگونه از پوسیدگی دندان به وسیله شیرینی جلوگیری کنیم و یا دستور به مسواک و نیز در آداب غذا خوردن مثل ننوشیدن آب در بین غذا و دستور به ورزش و حرکت زیاد و نخوردن گوشت نپخته[24] و ...

3.نظریهپردازیهایعلمی:[25]

برخی از این احادیث ، پیشگوئی های علمی است که هنوز کشف نشده است. یعنی ممکن است برخی احادیث طبی به اسراری از غذاها و بدن انسان و... اشاره می کند که هنوز پزشکان عصر ما بدانها دسترسی پیدا نکرده اند. برای مثال مطالبی که در رساله ذهبیه در مورد آب های گوارا و ناگوار و منشأ جریان آنها ونیز رابطه تغذیه و فصول و ازدواج و گردش ماه بیان شده است می تواند از این قبیل باشد.

هشتم: رابطه احادیث طبی و اعتقادات

احادیث معتبر اسلامی که در حوزه اصول عقاید باشد از باب ارشاد نسبت به دلایل عغلی پذیرفته می شود، و احادیث معتبری که در باب احکام و جزئیات عقاید( مثل جزئیات معاد و عرش و کرسی و ...) بیان شود مورد قبول و تعبد واقع می شود و در حوزه احکام بدانها عمل می شود. ولی احادیثی که در حوزه طبیعی، کیهان شناسی، پزشکی . مانند آنهاست اگر معتبر باشد در صورتی که مخالف معیارهای نقد محتوایی حدیث( مخالفت با قرآن و سنت، عقل و علم قطعی) نباشد پذیرفته می شود و اصولاٌ در این حوزه تعبد راه ندارد، بلکه اینگونه احادیث یا حقایق علمی مربوط به بدن انسان و جهان را بیان می کند یا پیشگویی های علمی است که هنوز علم آنها را کشف نکرده است و در هر صورت هرگاه یکی از این احادیث با واقعیت خارجی مطابقت نداشت تعبد به آن لازم نیست. البته برخی بزرگان معاصر روایات را د حوزه آیات خلقت و مسائل علمی در حد احتمال، قابل پذیرش می دانند چون دلایل حجیت خبر واحد شامل اینگونه امور نمی شود.[26] 

نهم: مفهومشناسیبهداشتوسلامتودرمان

الف:بهداشت:

بهداشت از دو کلمه«به» به معنای صفت«خوب» و«داشت» مصدر مرخم«داشتن» ترکیب شده است. بهداشت در لغت به معنای نگاه داشتن تندرستی، حفظ صحت و وسیله های نگاهداری سلامت است و معادل انگلیسی آن«Hygiene » است.

از نظر اصطلاحی تعریف های متعددی از«بهداشت» شده است، از جمله کمیته متخصصان بهداشت جهانی، بهداشت را اینگونه تعریف کرده اند:

 «علم و هنر پیشگیری از بیماری افزایش طول عمر، ارتقاء سلامت و کارآیی از طریق تلاش های سازمان یافته اجتماعی برای بهسازی محیط زیست، مبارزه با بیماری های عفونی قابل انتقال، آموزش بهداشت فردی به افراد، سازمان دهی خدمات پزشکی و مراقبتی برای تشخیص سریع بیماری و درمان پیشگیرانه بیماری و ایجاد نظام اجتماعی برای تضمین یک استاندارد زندگی مناسب برای حفظ سلامتی و در نتیجه سازمان دهی این مزایا، به ترتیبی که شهروندان را قادر به درک حقوق مسلم بهداشتی وعمر طولانی سازد.»[27]

بهداشت، بخشی از علوم پزشکی محسوب می شود و اصلاحاتی همچون پزشکی پیشگیری، پزشکی اجتماعی و پزشکی جمعیت، مترادف بهداشت عمومی به حساب می آید و شامل سلامت روانی و اجتماعی نیز می شود.

و شاخه های بهداشت عبارتند از: بهداشت محیط، بهداشت خانواده، بهداشت حرفه ای، بهداشت تغذیه، بهداشت روانی، بهداشت مدارس و بهداشت مسکن.

ب: سلامت:

واژه سلامت به معنای تندرستی و مترادف ذلت کلمه «Health» است و طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت، سلامت فقط نبود بیماری یا معلولیت نیست بلکه عبارت از رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی می باشد.[28]

بنابراین انسان سالم، انسانی است که از نظر جسمی سالم و از نر فکری بی عیب و از لحا روانی شاد و از نظر اجتماعی فعال و از نظر سیاسی آگاه و از نظر اقتصادی مولد و از نر فرهنگی مسئول باشد.[29]
عوامل مؤثر در سلامت عبارتند از: وراثت، محیط زیست، شیوه زندگی، وضعیت اقتصادی و اجتماعی، خدمات بهداشتی و ...

ج: درمان:

بیماری حالتی ناخوشایند و دارای نشانه های متشخص است که ممکن است همه یا قسمتی از بدن را فراگیرد.[30]
و عواملی مثل موجودات زنده همچون باکتری ها، ویروس ها و عوامل فیزیکی مثل گرما و سرما، عوامل شیمیایی مثل رنگ ها و سموم و عوامل تغذیه ای مثل کمبد ویتامین ها و عوامل ارثی و عوامل روانی-اجتماعی مثل فشارهای روحی و عامل پیری و عوامل ناشناخته مثل سرطان ها دارد.[31]

در کتب پزشکی درمان را به دو نوع تقسیم کرده اند: یکی درمان خود بیماری و دیگری درمان پیشگیری که در اصطلاح«بهداشت» نامیده می شود.[32]

اقدام در جهت رفع حالت بیماری درمان نام دارد که به وسیله دارو و رفع فشارهای روحی و ... صورت می گیرد.

فصلدوم: بهداشتوپیشگیری

مقدمه:

امور پزشکی که با سلامت انسان در ارتباط است به دو دسته اساسی تقسیم می شود:

نخست امور بهداشتی که مربوط به پیشگیری از بیماری هاست یعنی دستورات و مقرراتی غذایی و ... که زمینه ساز سلامت جسم و جان آدمی است.

این امور در قرآن و احادیث به صورت آداب غذا، خواب، حمام و ... بیان شده است.

و دوم امور مربوط به درمان که بعد از مرحله پیشگیری و بهداشت است یعنی 
هنگامی که انسان گرفتار بیماری شد با داروها و راهکارهایی به معالجه او می پردازند.

 

بهداشت

الف: بهداشت خواب

واعلم ان النوم سلطان الدماغ و هو قوام الجسد و قوته فاذا اردت النوم فلیکن اضطجاعک اولا علی شقک الایمن ثم انقلب علی الایسر و کذالک فقم من مضجعک علی شقک الایمن کما بدأت به عند نومک.[33]

« بدانکه خواب بر مغز مسلط می شود و بدن را نیرو و استقامت می بخشد پس وقتی که اراده ی خواب کردی اول بر پهلوی راست دراز بکش آنگاه به طرف چپ برگرد همچنین هنگام برخاستن از طرف راست شروع کن چنانکه موقع خوابیدن از همان طرف آغاز کردی». مغز سر مرکز اعصاب است، علائم حیاتی بدن به وسیله ی اعصاب صورت می گیرد یعنی حس و حرکت، کار آنها است.

در مورد چگونگی خواب همیشه میان دانشمندان اختلاف نظر وجود داشته اما عقیده به تسلط خواب بر اعصاب و مغز از کشفیات کنونی علوم پزشکی محسوب می شود ولی این حقیقت را امام هشتم (ع) قرن ها قبل بیان فرموده است.

خواب یک استراحت طبیعی و ضروری است که اعصاب را آرامش می دهد و نیرو را برای ساعات بعد ذخیره می نماید.[34]

خوابوهضمغذا

برای اینکه از مزایای طبیعی خواب بهتر بهره مند شویم و به خصوص در کار هضم غذا از آن کمکی گرفته باشیم نیکو است به دستوری که در متن حدیث بیان شده رفتار کنیم.

وقتی به پهلوی راست بخوابیم غذا به انتهای معده می ریزد و چون به پهلوی چپ برگردیم کبد روی معده قرار گرفته سبب زیادی حرکت و تسهیل عمل هضم می گردد.

دستور فوق این است که اول به سمت راست و بعد به سمت چپ بخوابیم و هنگام بیدار شدن از سمت راست برخیزیم. لازمه ی این نحوه بیدار شدن آن است که پس از خوابیدن به پهلوی چپ باز به پهلوی راست یرگشته باشیم. در هر صورت طبق روایان که خوابیدن به راست افضل است.[35]

شب نشینی

وعود نفسک القعود من اللیل ساعه[36]

« خود را عادت بده که پاره ای از شب را بنشینی».

عبارت فوق زا به چند نحو می شود معنی کرد:

1- در اولین ساعتی که هوا تاریک می شود در بستر خواب نروید بلکه ساعتی را بیدار باشید.

2- تا آخرین ساعت را نخوابید بلکه یک ساعت زودتر بیدار شوید.

3- مقداری از شب را که در بستر خواب هستید بنشینید و تمام را دراز نکشید.

3- ممکن است اشاره به هنگام نماز شب و فضیلت آن باشد.

احتمال دارد که قعود به معنای نشستن( معنای حقیقی ) یا بیدار بودن (معنای مجازی) و یا بیداری در حال قعود باشد و نیز ممکن است منظور نشستن بعد از غذای شام باشد که موجب تمدد اعصاب می شود.[37]

دستشوییقبلازخواب

واخدل الخلاء لحاجه الانسان و البث فیه بقدر ما تقضی حاجتک و لاتصل فیه فان ذلک یورث داء الفیل.[38]  [39]

«(قبل از خواب) به دستشویی برو، به قدری که نیازت برطرف شود در آن جا بمان. زیاد در دستشویی درنگ نکن چون مکث زیاد در آنجا موجب بیماری می شود.»

تخلیه مرتب روده در شبانه روز از شرائط مهم تندرستی است. یبوست مزاج که آن را ام الامراض باید نامید همهن چیزی است که علاوه بر ایجاد درد و ناراحتی ، مولد بیماری های خطرناک می باشد.

بیشتر از مقدار حاجت نباید در دستشویی مکث کرد زیرا طولانی کدن مکث موجب ناراحتی ها و امراض مختلف می شود.

افکاری که از مکان آلوده و اعصاب غیر منظم پدید می آید آلوده و غیر منظم است. بهترین اوقات برای تخلیه معده، شب هنگام خوابیدن است زیرا خوابی که پس از عمل تخلیه بوده باشد گواراتر و رؤیا را شیرین می کند، اعصاب را آرامش می دهد، قلب را مضطرب نمی کند و موجب بدخوابی نمی شود.[40]

ب:بهداشت دهان:

1. مسواک زدن:

واعلم ان اجود ما استکت به لیف الاراک فانه یجلو الانسان و یطیب النکهه و یشداللثه و هو نافع من الحفر اذا کان باعتدال و الاکثار منه یرق الاسنان ویز عزعها ویضعف اصولها[41] «بدان که بهترین وسیله ای که به آن می توانی دندان را مسواک کنی لیف اراک است[42] چرا

/ 0 نظر / 29 بازدید