آئین محبت (امام شناسی از منظر امام رضا(ع))

امام، نور جهان
افروز و آب حیاتی است که حیات سیاسی و اجتماعی انسان ها را بارور می کند. 

شناخت امام یکی
از مهم ترین وظایف مسلمانان است. چرا که امام نور جهان افروزی است که دنیا و آخرت
بشر را نورانی می سازد، و او را به مسیر سعادت رهنمون می شود. از این رو است که
تأکید شده است:

«هر کس بمیرد و
امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.»[1]

اما شناخت ویژگی
های امامت و مصادیق آن از مشکل ترین مسائل است و بهترین راه  در این زمینه استفاده از دلایل عقلی و نقلی است
که یکی از مهم ترین منابع آن احادیث اهل بیت(ع) است.

در این میان
سخنان امام رضا(ع)  از ارزش ویژه ای
برخوردار است؛ چرا که ایشان درعصری زندگی می کردند که بدون تقیه می توانستند مطالب
و دلایل امامت را بیان کنند. از سویی نشست های علمی ایشان با دانشمندان ادیان و
مذاهب مختلف، زمینه بیان این مطالب را بیشتر فراهم کرد.

نوشتاری که در پیش
رو دارید، مجموعه ای از احادیث نقل شده از آن حضرت است که به شیوه ای نوین دسته
بندی و با توضیح مختصری ارائه می گردد.

در این احادیث  دلایل عقلی و نقلی درم وارد زیر به چشم می خورد:

اول: ضرورت و
لزوم پیشوای معصوم برای مردم

دوم: جایگاه
امامت در جهان شناسی و انسان شناسی اسلام

سوم: شیوه
شناخت  و تعیین امام معصوم

چهارم: ویژگی های
پیشوای امت

پنجم: امامت خاصه
(انحصار امامت در آل رسول و دلایل امامت علی(ع) و اشاره ای به مهدویت).

ششم: جدایی  از امامت و پیامدهای آن. [2]

یادآوری:

1-  در تمام این نوشتار برای اختصار و رعایت حال
مخاطب از تعبیر «امام رضا(ع)»  استفاده و
القاب حضرت حذف می شود. از این رو از محضر آن حضرت پوزش می طلبیم.

2- احادیث این
نوشتا از منابع معتبر و اصیل همچون «عیون اخبار الرضا(ع)» مرحوم شیخ صدوق(ره) نقل
شده است. در انتخاب متن احادیث تا حد امکان دقت شده ولی بررسی سندی نشده است.

اول: ضرورت و لزوم پیشوای
معصوم برای مردم

درآمد:

عقل هر انسان حکم
می کند که جامعه نمی تواند بدون نظام و نظم و رهبر باشد، چرا که جامعه بدون پیشوا،
گرفتار هرج و مرج می شود و امنیت از آن رخت بر می بندد و هدایت مردم دشوار می شود
و اجرای احکام الهی دشوار می گردد؛ در نتیجه ی دین مردم سست می شود و در چنین
جامعه ای عموم مردم زبان می بینند. امام رضا(ع) 
نیز بر این مطلب تأکید کرده و با بیانات مختلف  آن را توضیح داده اند.

1- نقش امامت در
دین:

الف – امامت اساس اسلام:

(ان الامامۀ اساس
الاسلام النامی و فرعه السامی)[3]

«در حقیقت امامت
و رهبری اساس تعالی اسلام و فرع عالی آن است.»

در این سخن به دو
مطلب اساسی درمورد امامت اشاره شده است:

اول این که امامت
از اصول اساسی اسلام و ضامن بقا و رشد آن است.

دوم این که امامت
یکی از نتایج عالی تعالیم اسلام است که در مقام عمل بعد از پیدایش اسلام تحقق می یابد.

ب – امامت رهبر دین:

(ان الامامۀ زمام
الدین)[4]

«امامت پیشوایی و
صاحب اختیاری دین است.»

یعنی امام، رهبری
امور دینی مردم را از طرف خدا به دست می گیرد و براساس تعالیم الهی عقاید و اخلاق
مردم را جهت دهی و احکام الهی را بیان و اجرا می کند.

ج – امامت سنگر دفاع از دین:[5]

(و الامام... یذبّ
عن دین الله).

(و الذاب عن حرم
الله) [6]               (الامام ... حافظ الدین الله)[7]

در این سخنان بر
سه نقش اساسی امامت تأکید شده است:

اول این که امام
حافظ دین الهی است و با بیان، تقویت و اجرای آن، از اضمحلال دین جلویگری می کند.

دوم این که در
هنگام تهاجم فرهنگی به دین خدا، امامت 
سنگر دفاع از دین می شود و با سلاح منطق و برهان  از دین دفاع می کند. همانطور که هنگام حمله
نظامی امام فرمانده کل قوای مسلمانان در برابر 
دشمنان است.

سوم این که پیشوای
مسلمانان پاسدار حدود الهی است و اجازه نمی دهد که در جامعه اسلامی، حرمت احکام
الهی، شکسته و حرام خدا حلال شود.

د – امامت مایه نظام مندی دین است.

(الامام... نظام
الدین)[8]

یکی از نقش های
امامت و رهبری آن است که به تنظیم امور دینی مردم می پردازد؛ یعنی نظام سازی می
کند و امور دینی مردم را سامان می بخشد و از طرفی نظام اعتقادی، اخلاقی، قضایی، سیاسی،
اقتصادی و ... را براساس قرآن، سنت و عقل در هر عصر بازسازی و اجرا می کند تا مردم
از آن بهره مند شوند.

2- نقش امامت در
عبادت:

الف – امامت مایه اتمام عبادت:

(بالامام تمام
الصلاه و الزکاه و الصیام و الحج و الجهاد و توفیر الفیء و الصدقات...).[9]

«به واسطه رهبری
و امامت نماز، زکات، روزه، حج و جهاد کامل و تمام می شود و غنایم و صدقات ذخیره
سازی می گردد.»

امام از طرفی به
بیان جزئیات احکام نماز، روزه، زکات، حج و جهاد می پردازد و زمینه کامل شدن آن ها
را فراهم می کند؛ از طرف دیگر عبادت بدون اعتقاد به امامت صحیح است اما مقبول نیست.
یعنی امامت شرط قبولی اعمال عبادی است و به وسیله امامت اعمال عبادی کامل و تمام می
شود.

رهبری جامعه نظام
اقتصادی اسلام را سامان دهی و اجرا می کند و غنایم و صدقات و مالیات های اسلامی
مثل خمس و زکات را جمع آوری می نماید و بیت المال مسلمانان را غنی می گرداند تا
جامعه اسلامی پشتوانه اقتصادی قوی داشته باشد و نیازمندان از آن استفاده کنند. اما
بدون رهبری این امور مهم تحقق نمی یابد.

ب – امام الگوی اعمال عبادی:

(الامام.. معدن
القدس و الطهاره و النسک و الزهاده و العلم والعباده)[10]

«امام سرچشمه
قداست، پاکی، اعمال، زهد، علم و عبادت است.»

امامت سرچشمه
کارهای نیک و الگوی افراد جامعه دراین زمینه است. مردم از امام خود، اعمال و عبادت
صحیح را می آموزند.

3- نقش امامت در
جامعه: (نقش های سیاسی، اجتماعی، قانون گذاری و ...)

الف – امامت مایه نظام مندی جامعه اسلامی:

(ان الامامه ...
و نظام المسلمین)[11]

ب – امامت مایه اصلاح دنیای مردم:

(ان الامامه... و
صلاح الدنیا)[12]

ج – امامت مایه سربلندی مسلمانان و مؤمنان:

(ان الامامه... و
عزّ المؤمنین)[13]

(الامام ... و
عزّ المسلمین)[14]

د – امامت ضامن اجرای قوانین:

(بالامامه ... و
امضاء الحدود و الاحکام)[15]

(و الامام
...  یقیم حدود الله)[16]

یکی از تأثیرات
مهم رهبری در جامعه اسلامی آن است که امور دنیوی مسلمانان را نظام مند می کند. یعنی
نظام مدیریت سیاسی و اقتصادی و نظامی مردم را سامان مند می سازد . در نتیجه امور
دنیوی مردم به صورت صحرح سازماندهی و اصلاح می شود. این نظام مندی نهاد ها موجب
قدرتمندی و عزت مؤمنان در جامعه و در سطح بین المللی می شود. همین سازماندهی امور
مدیریتی زمینه ساز اجرای حدود و احکام الهی در جامعه می شود. یعنی رهبری با
استفاده از بازوهای اجرایی و مدیریتی، با متجاوزان به حقوق افراد برخورد و
گناهکاران را تنبیه می کندو جامعه را از آلودگی ها پاک می سازد و جامعه صالح و
سعادتمند می گردد.

هـ - امامت نهاد
قانون گذاری:

(و الامام یحلّل
حلال الله و یحرّم حرام الله)[17]

«امام حلال الهی
را جایز و حرام الهی را ممنوع می سازد.»

قانون گذاری حق
خداست چون او خالق، مالک و صاحب اختیار مردم است. اما خدای متعال حق قانون گذاری
را در برخی حوزه های اجرایی به پیامبر و امام واگذار کرده است. از این رو دستور
داده است که از پیامبر(ص) و زمامداران الهی اطاعت کنید.[18]

بنابراین امام
مسلمانان حق دارد در چهارچوب قوانین کلی الهی که 
در قرآن بیان شده است، برخی مقررات اجرایی را تشریع کند؛ یعنی برخی امور را
حلال یا حرام اعلام نماید، همان طور که از باب احکام حکومتی می تواند قوانین خاصی
وضع کند. تا احکام کلی الهی در جامعه اجرا شود.

و – امامت هدایتگر مردم:

(و الامام... و یدعو
الی سبیل ربه بالحکمه و الموعظه الحسنه و 
الحجه البالغه)[19]

«امام با حکمت و
نصیحت نیکو و دلایل قاطع مردم را به سوی پروردگار فرا می خواند.»

(الامام... الداعی
الی الله)[20]

(الامام... راع }داع{ لا ینکل)[21]

از مهم ترین نقش
های امام و پیشوای مسلمانان، راهنمایی مردم به سوی خداست. امام مردم را مجبور نمی
سازد و به سوی نفس خویش دعوت نمی کند؛ بلکه فقط دعوت کننده به سوی خداست  یعنی نقش راهبردی و راهنمایی دارد و در اجرای این
وظیفه خود کوتاهی نمی کند بلکه با استفاده از برهان های منطقی و دلایل قاطع، مردم
را به سوی حق فرا می خواند و آن ها را نصیحت و موعظه نیکو می کند که به کژ راهه
نروند و سعادت دنیا و آخرت خود را فراموش نکنند.

ز – امامت دشمن شکن:

(الامام ... و غیظ
المنافقین و بوار الکافرین)[22]

یکی از نقش های
اجتماعی رهبری مبارزه با دشمنان داخلی و دشمنان خارجی است. چرا که همواره جامعه
اسلامی از درون و برون تهدید می شود،  دشمنان داخلی همان منافقان هستند که به ظاهر
مسلمانان اند ولی در باطن همدست کفار هستند؛ دشمنان خارجی همان کافران اند و رهبر
اسلامی همچون سدی در برابر هر دو گروه ایستاده است؛ از این رو مورد خشم منافقان
قرار می گیرد و زمینه ساز نابودی کافران می شود.

ح – امام، رهبر سیاسی مردم:

(الامام... عالم
بالسیاسه مفروض الطاعه قائم بامر الله ناصح لعباد الله)[23]

«امام از سیاست
آگاه است و اطاعت او واجب است و بر پا دارنده دستورات الهی و خیر خواه بندگان خدا
است.»

یکی ازمهم ترین
نقش های امامت در جامعه اسلامی و سطح بین المللی، رهبری سیاسی است. امام رهبر سیاسی
کلان جامعه اسلامی است. رهبر جامعه اسلامی سیاست های کلان نظام اسلامی را تعیین می
کند. البته این سیاست ها در چهارچوب دستورات الهی 
و براساس خیرخواهی برای مردم استوار است. از آنجا که اطاعت امام و رهبر
اسلامی واجب است، این سیاست ها در ارکان جامعه جریان  می یابد و اجرا می شود.

4- نقش امامت در
رستاخیز

اول امامت مایه
شفاعت:

(و یشفع)[24]

براساس آیات قرآن
کریم، شفاعت با رخصت الهی انجام می شود.[25] و برای افرادی تحقق می
یابد که رضایت الهی  شامل حال شان شود.[26]

شفاعت امام در
رستاخیز تجلی هدایت او در دنیاست و شفاعت پذیری مردم در قیامت تجلی هدایت پذیری آن
ها در دنیاست. یعنی کسانی که در دنیا پیرو امام باشند، در دنیا به سوی سعادت
رهنمون می شوند و در نتیجه در قیامت از دوزخ نجات می یابند و به سوی بهشت رهسپار می
گردند و اگر در این راه گرفتار لغزش و انحراف و خطا شده باشند با کمک امامت نجات می
یابند.

دوم: جایگاه امامت
در جهان شناسی و انسان شناسی اسلام

1- امامت  جانشین و امین خدا در زمین:

(ان الامامه
خلافه الله عزوجل...)[27]

«در حقیقت امامت
جانشینی خدای متعال (در  زمین) است.»

(الامام امین
الله فی ارضه)[28]

«امام امین خدا
در  زمین اوست».

(و خلیفته فی
بلاده)[29]

«(امامت) جانشینی
او در شهر های اوست».

در آیات قرآن
آمده است که خدای متعال، حضرت آدم(ع) را خلیفه و جانشین خود در زمین قرار داد.[30]
البته از طرفی خدای متعال همه جا حاضر است و در مکانی غایب نیست تا جانشین بخواهد.
پس این جانشین مقامی است نه مکانی، یعنی اختیارات خاصی به آدم(ع) عطا شد و از طرف
دیگر حضرت آدم(ع) به عنوان شخص، جانشین پروردگار نشد بلکه او نماینده بشریت بود.

و از طرف سوم
روشن است که فقط برخی انسان ها شایستگی دارند که جانشین و نماینده خدا در زمین
باشند؛ این افراد همان امامان الهی هستند که می توانند امانت دار خوبی برای این
مقام (خلیفه الهی) باشند.

2- مقام امامت
بالاتر از نبوت:

عن الرضا(ع): (ان
الامامه خصّ الله عزوجل بها ابراهیم الخلیل(ع) بعد النبوه و الخلّه مرتبۀ ثالثه و
فضیله شرفّه بها و اشاد بها ذکره فقال عزوجل: انی جاعلک للناس اماما)[31]

«در حقیقت امامت
مقامی است که خدای عزوجل به ابراهیم خلیل(ع) اختصاص داد؛ این مقام بعد از مرحله
نبوت و دوستی به ابراهیم(ع) داده شد و فضیلتی بود که ابراهیم(ع) بدان شرافت یافت و
آوازه اش بدان بلند شد و خدای عزوجل فرمود: «به راستی که من تو را برای مردم امام
قرار دادم.»

در واقع مقام
امامت بعد ازامتحانات متعدد به این پیامبر الهی مقام امامت عطا شد، بنابراین مقام
امامت مقامی معنوی، سیاسی و اجتماعی است که از مقام نبوت بالاتر است. چون پیامبران،
خبرگزاران الهی هستند وامامان مجریان این اخبار و هدایت گران بشر هستند. از این رو
ممکن است کسی پیامبر باشد، اما امام نباشد و کسی دیگری امام باشد اما پیامبر نباشد
و بزرگوارانی مثل ابراهیم(ع) و پیامبر اسلام(ص) هم امام و هم پیامبر باشند.

3- مقام امام /
مقام پیامبر:

عن الرضا(ع) :
(ان الامامه هی منزله الانبیاء)[32]

«در حقیقت امامت،
جایگاه پیامبران است».

همان طور که در
قرآن بیان شده است، خدای متعال مقام امامت را به افرادی همچون ابراهیم(ع) داده است.[33]
بنابراین امامت مخصوص افرادی کمال یافته در حد پیامبران الهی است. البته امامت با
نبوت ملازم نیست یعنی ممکن است امام، پیامبر باشد یا نباشد.

4- امام حجت الهی:

(و حجته علی
عباده)[34]

«امام حجت خدا بر
بندگان اوست،  یعنی دستورات الهی به وسیله
رهبر جامعه اسلامی به مردم ابلاغ می شود و بعد از آن عذری برای مخالفت با دستورات
الهی وجود ندارد، امام پاسخگوی مردم در این امور دینی و صاحب معجزه و کرامت است.
از این رو دلیل قاطع بر حقانیت دین و تمام کننده حجت الهی بر مردم است.

5- فرشتگان با
امام سخن می گویند.

(یکون محدثاً)[35]

«امام، مخاطب گفت
و گوی «فرشتگان الهی» است (مطالب را به او الهام می کنند.)»

در آیات متعدد
قرآن از سخن گفتن فرشتگان الهی با پیامبران و در چند مورد نیز از سخن گفتن فرشتگان
با غیر پیامبران یاد شده است. همچون سخن گفتن فرشتگان با حضرت مریم؛[36]
بنابراین سخن گفتن فرشتگان با امامان نه تنها امری ممکن است[37]
بلکه برای ابلاغ دستورات و هدایت های الهی، امری ضرورری است. کسی که رهبری جامعه
اسلامی را در دست دارد، همواره نیازمند راهنمایی الهی است که از طریق الهام یا
فرشتگان به وی ابلاغ می شود.

حتی در برخی احادیث
آمده است که فرشتگان الهی در گوش دل هر انسان زمزمه می کنند و کارهای نیک را به او
یادآوری می نمایند.[38]

6- امام از مردم
به مردم سزاوارتر است:

(یکون اولی الناس
بالناس منهم بانفسهم)[39]

«امام سزاوارترین
مردم نسبت به مردم است، به طوری که از خود مردم نسبت بهآن ها سزاوارتر است.»[40]

براساس آیات
قرآن، پیامبر اکرم(ص) از خود مؤمنان نسبت به آنان سزاوارتر است. یعنی دستورات او
مقدم بر دستورات شخصی افراد مؤمن است. براساس روایت مذکور این مقام مخصوص پیامبر(ص)
نیست بلکه هر امام معصومی اینگونه است.

7- امام، معصوم
از گناه و نقص:

(الامام المطهّر
من الذنوب  المبرّأ من العیوب)[41]

«امام از گناهان
پاک و از عیب ها به دور است».

(الامام... معدن
القدس و الطهاره)[42]

«امام منبع پاکی
و طهارت است.»

(و هو معصوم مؤید
موفق مسدّد قد امن الخطایا و الزلل و العثار یخصه الله عزوجل بذلک لیکون حجته علی
عباده و شاهده علی خلقه)[43]

«امام معصوم و
مورد تأیید و موفق (به انجام وظایف الهی) استوار در انجام وظایف به تأیید الهی است
که از خطاها و لغزش ها مصون است،  خدای
متعال این ویژگی را به امام بخشید تا حجت خدا بر بندانش و گواه بر آفریدگانش
باشد.»

امامان جانشینان
پیامبر(ص) هستند و وظایف ایشان را در تبیین دین و ابلاغ و اجرای آن به عهده دارند،
و حجت الهی بر مردم به شمار می آیند، یعنی سخن و عمل آن ها الگوی مسلمانان است وباید
طبق دستورات آن ها عمل شود.

چنین کسی که در این
مقام خطیر قرار دارد، اگر گرفتار خطا و گناه شود، اعتماد مردم از او سلب می شود و
نمی تواند وظایف فوق را انجام دهد. از این رو عقل 
حکم می کند که باید امام معصوم باشد.

8- دعای امام،
مستجاب است:

(یکون دعاؤه
مستجاباً حتی انه لو دعا علی صخره لا نشقّت بنصفین)[44]

«دعای امام مورد
قبول خدای متعال قرار می گیرد، به طوری که اگر (بر فرض) در مورد صخره ای بخواهد (و
دعا کند) به دو نیم تقسیم می شود.»

ازاین روست که ما
از امامان معصوم(ع) می خواهیم که برای ما دعا کنند و واسطه شوند که خدا حاجات ما
را برآورده کند، چرا که آنان مقربان درگاه الهی هستند و دعایشان مستجاب است.

9- علم امام و
آگاهی از امور غیبی و آینده:

امامان
معصوم(ع)  از چند طریق بر علوم اشراف یافتند،  نخست از طریق پیامبر اکرم(ص) که بسیاری ازمطالب
ایشان نسل به نسل به امامان منتقل شده است. دوم از طریق الهامات الهی و اتصال به
عالم غیب و سوم از طریق قرآن کریم و تدبر در آن.

الف: آگاهی از
اسامی شیعیان تا روز رستاخیز

(تکون عنده صحیفه
فیها اسماء شیعتهم الی یوم القیامه و صحیفه فیها اسماء اعدائهم الی یوم القیامه)[45]

«نزد امام نوشته
ای است که در آن ها نام های شیعیان تا روز رستاخیز ثبت شده است و نیز نوشته ای که
اسامی دشمنان آن ها تا روز رستاخیز ثبت شده است».

آگاهی امام از
مسائل  و حوادث و نام های شیعیان همچون
آگاهی و تسلط بر اطلاعات زیادی است که دریک لوح فشرده رایانه ای جمع آوری شده است
و هرگاه بخواهیم بدانها دسترسی پیدا می کنیم.

البته علم و آگاهی
امامان از نام شیعیان و دشمنان به معنای نفی اختیار انسانها در انتخاب راه نیست.
بلکه تغییر و بداء دراین مسائل و علوم ممکن است . چون علم به این نام ها همراه علم
به اختیار انسان است.[46]

ب: اعمال بندگان
را می بیند.

(بینه و بین الله
عمود من نور یری منه اعمال العباد و کلّما احتاج الیه لدلاله اطلع علیه و یبسطه فیعلم
و یقبض عنه فلا یعلم)[47]

«بین امام و خدای
متعال، ستونی از نور است که در آن کار های بندگان را مشاهده می کند و هرگاه نیازمند
اطلاعاتی باشد از آنها آگاه می شود و (اطلاعات فشرده) برای او باز و گسترده می شود
و بدان ها علم می یابد، و (گاهی) بسته می شود و از آن ها آگاه نمی شود.» [48]

ج: آگاهی از
حوادث آینده از طریق پیامبر(ص)

(کل ما اخبر به
من الحوادث التی تحدث قبل کونها فذلک بعهد معهود الیه من رسول الله(ص) توارثه و عن
آبائه عنه و یکون ذلک مما عهد الیه جبرئیل من علام الغیوب عزوجل).[49]

«هر چه از حوادث
آینده که امام(ع) قبل از وقوع آن ها خبر می دهد، از طریق مشخص از پیامبر(ص) به دست
آورده است یعنی از پدرانش ارث برده است و آن اخبار در اصل از جبرئیل از خدای دانای
اسرار رسیده است.» همانطور که گذشت یکی از منابع علم امامان معصوم(ع) اطلاعاتی است
که از طریق پیامبر(ص) به امیرالمؤمنین(ع) و فاطمه زهرا(س) رسیده، سپس به فرزندان
معصومش منتقل شده است.

د: امام از دل و
ذهن مردم با خبر است

(قال فما وجه
اخبارکم بما فی قلوب الناس قال(ع): اما بلغک قول الرسول(ص): اتقوا فراسه المؤمن
فانه ینظر بنور الله. قال: بلی؛ قال: فما من مؤمن الا و له فراسه ینظر بنور الله
علی قدر ایمانه و مبلغ استبصاره و علمه و قد جمع الله للائمه منا ما فرقه فی جمیع
المؤمنین)[50]

«در این حدیث حکایت
شده است که شخصی از امام رضا(ع) پرسید: چگونه شما از دل های مردم خبر می دهید؟

حضرت در پاسخ
فرمودند: آیا سخن پیامبر(ص) به تو نرسیده است که فرمودند: «از زیرکی و فراست مؤمن
بپرهیزید و خود را حفظ کنید که مؤمن با نور الهی به امور نظر می کند.»

پرسش کننده گفت:
آری (شنیده ام).

حضرت فرمود: هیچ
مؤمنی نیست مگر آن که زیرکی و فراستی دارد و به اندازه ایمانش و مقدار بینش و دانشی
که دارد با نور الهی به امور می نگرد و خدا همه فراست هایی را که در مؤ»نان
پراکنده ساخته، در امامان جمع کرده است.»

هـ : سرچشمه علم
امام، الهی است

(ان الانبیاء و
الائمه یوفقهم الله و یوتیهم من مخزون علمه 
و  حکمه ما لا یوتیه غیرهم فیکون
علمهم فوق کل علم اهل زمانهم...)[51]

«در حقیقت پیامبران
و امامان را خدا توفیق می دهد و از منبع علم و حکمتش به آن ها چیز  هایی عطا می کند که به دیگران نمی دهد، بنابراین
دانش آنان بالاتر از دانش اهل زمانشان است.»

(ان العبد اذا
اختاره الله عزوجل لامور عباده... الهمه العلم الهاماً فلم یعی بعده بجواب)[52]
 

«در حقیقت هنگامی
که خدای متعال بنده ای را برای رسیدگی به امور بندگانش انتخاب می کند... دانشی به
او الهام می کند که بعد از آن در جواب باز نمی ماند.»

10- امام میراث
دار پیامبر(ص) و امامان:

الف: امام جانشین
پیامبر(ص)  و ائمه اطهار(ع)

(ان الامامه... و
ارث الاوصیاء ... و خلافه الرسول  و مقام
امیرالمؤمنین و میراث الحسن و الحسین(ع))[53]

«در واقع امامت
وراثت اوصیا و جانشینی پیامبر(ص) و مقام امام علی(ع) و میراث حسن(ع) و حسین(ع)
است...»

امامان معصوم(ع)
جانشینان به حق پیامبر اکرم(ص) هستند، پیامبر 
اسلام(ص) موارد متعدد بر این مطلب تأکید کردند، از جمله در جریان غدیر خم و
انتصاب امام علی(ع) به امامت.

سپس این خلافت و
جانشینی پیامبر(ص) به عنوان امانتی الهی از امام علی(ع) به امام حسن(ع) رسید و آن
گاه به امام حسین(ع) و فرزندان معصوم ایشان رسید و اکنون این قبای فاخر به قامت
حجه بن الحسن(ع) آراسته شده است.

البته وراثت در این
جا به معنای حکومت پادشاهی و ارث  بردن پس
از پدر نیست بلکه این وراثت براساس شایستگی افراد برای جانشینی پیامبر(ص) است که
خدا از آن ها اطلاع دارد و امام را براساس آن مشخص می سازد. از این رو امامت در
نسل امام حسین(ع) قرار گرفت ولی در نسل امام حسن(ع) قرار نگرفت.

ب: سلاح پیامبر
نزد امام

(و یکون عنده
سلام رسول الله(ص) و سیفه ذوالفقار)[54]

«اسلحه پیامبر  اکرم(ص) و شمشیر ذوالفقار (امیرالمؤمنین(ع)) نزد
امام معصوم است.»

این مطلب از طرفی
می تواند اشاره بدان باشد که امام رهبر جامعه اسلامی همچون پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع)
همیشه مسلح و آماده مبارزه  با دشمنان داخلی
و خارجی اسلام است و از طرف دیگر اشاره بدان است که امامان معصوم همانطور که وراث
مقام پیامبر(ص) هستند، وارث میراث گران بها و یادگارهای نمادین ایشان می باشند.

ج: کتاب جامعه
نزد امام

(و تکون عنده
الجامعه و هی صحیفه طولها سبعون ذراعاً فیها جمیع و ما یحتاج الیه ولد آدم)[55]

«کتاب جامعه نزد
امام معصوم(ع) است و آن نوشته ای است که طول آن هفتاد ذراع (حدود 35 متر) است و در
آن همه نیازمندیهای فرزندان آدم وجود دارد.»

براساس روایات
کتاب جامعه توسط امام علی(ع) تهیه و مطالب دینی و شرعی در آن گردآوری شد[56]
. البته مقصود حدیث مذکور آن است که اصول و کلیات همه نیازهای شرعی انسان ها در این
کتاب گردآوری شده است.[57]

نه این که همه
جزئیات علوم و فنون و... در آن وجود داشته باشد.

د: کتاب جفر نزد
امام

(یکون عنده الجفر
الاکبر و الاصغر اهاب ما عز و اهاب کبش فیهما جمیع العلوم حتی ارش الخدش و حتی
الجلده و نصف الجلده و ثلث الجلده).[58]

«کتاب جفر  بزرگ و کوچک نزد امام معصوم است، که بر پوست بز
و گوسفند (نوشته شده) است. و در آن همه علوم حتی حکم خراش و ضربه تازیانه و نصف و
ثلث آن بیان شده است.»

براساس روایات
کتاب «جفر» که احکام الهی در آن گرد آوری شده است توسط امام علی(ع) تهیه شد و[59]
سپس هر امامی آن را به امام بعد از خود سپرده است.

هـ: مصحف
فاطمه(س) نزد امام 

(یکونعنده مصحف
فاطمه)[60]

در  روایات، از کتابی با عنوان «مصحف فاطمه(س)»

یاد شده است که
حاصل مکالمات حضرت زهرا(س) با فرشتگان است ودر هر عصری نزد امام آن عصر امانت است.

11- امام تأیید
شده روح القدس:

(ان الامام مؤیّد
بروح القدس)[61]

در حقیقت امام با
روح القدس تأیید می شود».

عن الرضا(ع): ان
الله عزوجل قد ایّدنا بروح منه مقدسه مطهره لیست بملک لم تکن مع احد ممن مضی الا
مع رسول الله(ص) و هی مع الائمه منّا تسدّدهم و توفّقهم و هو عمود من نور بیننا و
من الله عزوجل.[62]

از امام رضا(ع)
حکایت شده است که: «خدای عزوجل ما را با روح الهی تأیید کرده است، روح پاک و مطهری
که فرشته نیست و با گذشتگان همراهی نکرده است مگر با رسول خدا(ص)، و این روح الهی
با امامان از اهل بیت است و آنان را تأیید می کند و موفق می سازد و آن ستونی از
نور است که بین ما وبین خدای متعال قرار دارد».

در قرآن کریم
مکرر از فرشته ای به نام «روح القدس» یاد شده که قرآن توسط او بر پیامبر(ص) نازل
شده است.[63]
در برخی آیات نیز از فرشته نازل کنندۀ وحی با عنوان جبرئیل یاد شده است[64]
از سوی حضرت عیسی(ع) به وسیله روح القدس تأیید می­شد[65]
در روایت اول نیز آمده است که امامان معصوم(ع) یا روح القدس تأیید می شوند.

اما درروایت دوم
آمده است: موجودی که فرشته نیست یعنی روح الهی و پاک همراه پیامبر(ص) و امامان
معصوم(ع) است و آنان را تأییدمی کند. یعنی علاوه بر روح القدس که تأیید کننده ویژه
ای به نام روح الهی وجود دارد که پیوند نورانی امام را با خالق هستی برقرار می
سازد و زمینه ساز موفقیت آن هاست. شاید از این روست که در سوره قدر از «فرشتگان»
در کنار «روح» نام برده شده است.

(تنزل الملائکه و
الروح فیها باذن ربهم)[66]

در شب قدر
فرشتگان و روح یا رخصت الهی (بر پیامبر یا امام عصر) فرود می آیند. در برخی روایات
و تفاسیر نیز آمده است که «روح» موجودی بزرگ تر از فرشته و غیر از جبرئیل است.[67]

12- امامت نور
جهان افروز و آب حیات:

عن الرضا(ع):
(الامام کالشمس الطالعه للعالم وهی فی الافق بحیث لا تنالها الا یدی و الابصار
الامام البدر المنبر و السراج الزاهر و النور الساطع و النجم الهادی فی غیاهب الدجی
و البید القفار و لجج البحار الامام الماء العذب 
علی الظما و الدال علی الهدی و المنجی علی الردی الامام النار علی الیفاع
الحار لمن اصطلی به و الدلیل فی المهالک، من فارقه فهالک.

الامام السحاب
الماطر و الغیث الهاطل و الشمس المضیئه و السماء الضلیله و الارض البسیطه و العین
الغزیره و الغدیر و الروضه).[68]

از امام رضا(ع)
روایت شده است که فرمودند:

«امام همچون خورشید
جهان افروز است و در افق بلندی قرار دارد که دست ها و چشم ها به او نمی رسد، امام
ماه فروزان و چراغ روشنگر و نور پر فروغ و ستاره هدایتگر در تاریکی ها و بیابان های
خالی و دل دریاهاست. امام آب گوارای تشنگان و راهنمای هدایت پیشه و نجاتگر از
پرتگاه هاست. امام آتشی بر تپه ای داغ است برای کسی که تحمل او را داشته باشد و
راهنمای  انسان ها در هلاکت گاه هاست، هر
کس از امام جدا شود هلاک می شود. امام ابر باران زاست، بارانی مداوم و خورشید
فروزنده و آسمان سایه دار و زمین گسترده و چشمه پر آب و برکه و باغ است.»

13- امام رفیق
مهربان و پناهگاه شماست:

عن الرضا(ع):
(الامام  الامین الرفیق و الاخ الشقیق }الشفیق{ و مفزع العباد
فی الداهیه)[69]

از امام رضا(ع)
روایت شده است که فرمودند:

«امام فردی امین
و رفیق و برادری مهربان و پناهگاه مردم در مشکلات عظیم است.»

آری رهبر جامعه
اسلامی باید این گونه باشد که درعین صلابت و انجام وظیفه، دوست مردم باشد به طوری
که مردم در هنگام مشکلات، او را پناهگاه خود بدانند و مشکلات را با او در میان
گذارند و از او راهکار و کمک بخواهند.»

14- فضایل امام
موهبتی الهی است:

(الامام ...
مخصوص بالفضل کلّه من غیر طلب منه و الاکتساب بل اختصاص من المفضل الوهاب)[70]

«فضایلی که ویژه
امام گشته، همه بدون درخواست او و غیر اکتسابی است، این فضایل از طرف فضیلت دهنده
بخشنده (= خدای متعال) به امام اختصاص یافته است».

این سخن به معنای
جبر نیست بلکه مقصود فضایل ویژه امامت مثل عصمت و تأیید روح القدس ومانند آن است
که مواهب الهی است و ظرفیت اخلاقی و علمی و روحی امام در نزول این مواهب الهی مؤثر
است. آری تقوا، تزکیه نفس و عبادت های امام زمینه ساز الطاف الهی است.

15- امام دارای
شرح صدر الهامات علمی و توفیقات الهی است:

(... و ان العبد
اذا اختاره الله عزوجل لامور عباده شرح صدره لذلک و اودع قلبه ینابیع الحکمه و
الهمه العلم الهاماً فلم یعی بعده بجواب و لا یحیّر فیه عن الصواب و هو معصوم موید
موفق مسدد قد امن الخطایا و الزلل و العثار یخصّه الله عزوجل بذلک لیکون حجّته علی
عباده و شاهده علی خلقه و ذلک: فضل الله یوتیه من یشاء و الله ذوالفضل العظیم)[71]

در حدیث دیگری  از امام رضا(ع) روایت شده است که:

« در حقیقت هنگامی
که خدای متعال بنده ای را برای رسیدگی به کارهای بندگانش انتخاب می کند، شرح صدر
(سینه ای گشاده برای تحمل مشکلات) را در آن مورد به او عطا میکند و منابع حکمت را
در دل او به ودیعت می گذارد، و علم را به او الهام می کند به طوری که بعد ازآن از
جواب مسائل باز نمی ماند و در مورد پاسخ صحیح حیران نمی شود. امام معصوم و مورد تأیید
و با توفیق و استوار در انجام وظایف ب تأیید الهی است که از خطا و لغزش ها مصون
است. خدای متعال این ویژگی را به امام بخشید تا حجت خدا بر بندگانش و گواه بر آفریدگانش
باشد، و این موهبت الهی است که به هر کس بخواهد عطا می کند و خدا دارای موهبتی عظیم
است».

سوم: شیوۀ شناخت و
تعیین امام معصوم

1- تعیین امام با
نصب الهی است چرا که خرد انسان های عادی از تعیین امام معصوم عاجز است.

عن الرضا(ع): (

/ 0 نظر / 16 بازدید