نشانی بهشت (سخنانی از امام رضا (ع) )

سخنان اهل بیت(ع)پس
ازقرآن مهم ترین منبع دینی به شمار میرود.قرآن وسنت دو یادگار گران بهای پیامبراسلام
(ص)برای ما مسلمانان است که پیروی ازآنها مانع گمراهی و ضلالت خواهد بود.این احادیث
که زوایای پنهان فراوان دارد دنیای بزرگی ازدانش ومعرفت برای بشریت به همراه دارد وهرجمله
کوتاه آن درس بزرگی برای ماانسان ها خواهد بود. بدون تردید این سخنان می تواند سرمشق
وراهنمای خوبی باشد واهمیت آن وقتی روشن می شود که آن رادرمتن زندگی پیاده کنیم وبه
آنها عمل نمائیم.نوشتاری که درپیش دارید گلچینی ا زاحادیث امام هشتم علی بن موسی الرضا
(ع)است که درمجموع چهل حدیث و درس زندگی است این احادیث درموضوعات متنوعی ازجمله دین
شناسی عقاید زندگی و رفتار با خانواده اخلاق فردی اجتماعی احکام وفلسفه ان باشرح کوتاهی
موردبحث قرارگرفته است.ازخداوند متعال خواهانیم که بامطالعه این سخنان وعمل به آنها
رابطه ما را با امام رضا(ع) بیشترنموده زیارتش رادردنیا وشفاعتش رادرآخرت نصیب همه
مابگرداند. در آخرازهمه کسانی که درپدید آوردن این مجموعه همکاری داشته اند تقدیروتشکر
می شود.

دین ودین داری

ایمان

امام رضا(ع) فرمود:
«الایمان عقد بالقلب ولفظ باللسان وعمل بالجوارح ولایکون الایمان الاهکذا.»[1]
ایمان اعتقاد قلبی وجاری کردن آن برزبان وعمل با اعضای بدن است و تحقق ایمان جزاین
نمی باشد.

شرح: طبق این روایت
ایمان دارای سه شاخصه است اعتقاد قلبی درمسائل اعتقادی جاری کردن شهادتین برزبان وعمل
کردن به فرامین الهی هرکدام ازاین موارد نباشد ایمان شخص دارای اشکال است.باتوجه به
آیات قرآن وروایات اسلامی علم ویقین به اعتقادات و مسائل دینی برای ایمان داشتن کافی
نیست.حتی اگر کسی شهادتین رابرزبان جاری کرد و قلبا معتقد به وجود خداوپیامبراسلام(ص)وقرآن
کریم وکتاب های آسمانی دیگر وآخرت باشد اما عمل به دین نکند نماز نخواند روزه نگیرد
واعمال جوارحی راانجام ندهد ایمان چنین شخصی نیز صحیح نیست برای تحقیق ایمان غیر از
علم و یقین و اعتقاد قلبی و شهادتین تسلیم در برابر خداوند واجرای تمام فرمان هایی
که او داده است لازم می باشد ومنظور تسلیم شدن در ظاهر و باطن در برابر حق وفرمان هایی
اواست به همین جهت قرآن هرجامساله ایمان رامطرح میکند درکنارآن عمل صالح رانیزبیان
می نمایدیعنی ایمان باید عمل صالح به دنبال داشته باشد درآیات قرآن حدود70 بارایمان
رامطرح کرده و در کنار آن عمل صالح نیز آمده است.[2]

قرآن کریم عده ای
رامعرفی می کندکه جحدوابها و استیقتنتها انفسهم ظلمها[3]....
یقین و معرفت به دین داشته اما بازهم کافرند ودین رانکار می کنند زیرا تسلیم خداوند
نیستند وعمل صالح نسبت به دین ندارند.اباصلت ازاصحاب امام هشتم(ع) درباره ایمان ازآن
حضرت سوال می کند؟حضرت می فرماید: ایمان باسه چیز تحقق پیدا می کند یکی اعتقاد قلبی
به خدا و نبوت و معاد.. و گفتار زبانی شهادتین وعمل کردن با جوارح و اگرکسی این سه
را نداشته باشد ایمان ندارد.

حقیقت ایمان

امام علی بن موسی
الرضا (ع)می فرماید: لایستکمل عبد حقیقه الایمان حتی یکون فیه خصال ثلاث التفقه فی
الدین و حسن التقدیر فی المعیشه و الصبر علی الرزایا.[4]

هیچ بنده ای به حقیقت
ایمان نمی رسد مگراین که دارای سه ویژگی باشد: شناخت در دین برنامه ریزی صحیح درزندگی
شکیبایی بر سختی ها وناگواری های زندگی.

شرح: در این حدیث
امام رضا(ع) سه برنامه زندگی برای رسیدن به حقیقت ایمان بیان می فرماید:

1- شناخت در دین:
اسلام مسلمانی می خواهد که نسبت به دین خودآشنا وآگاه باشد مسلمان ومومن آگاه به گرد
گناه نمی رودشبهات دراوتاثیرندارد انحرافا ت فکری ایمان اوراسست نمی کند اما انسان
جاهل زود آسیب می پذیرد وبراثر کارهای جاهلانه هم به خود وهم به دین خود آسیب می زند
فریب می خورد ظواهر وتبلیغات به سرعت دراوتاثیر می گذارند. مسلمان باید اوقاتی اززندگی
خودرابه آشنایی بامسائل دینی راواجب دانسته اند. آموختن بخشی ازدین ازجمله معرفت ازخدا
واعتقادات واجب عینی وبخشی دیگر مانند احکام نمازوروزه واجب مقدمی است یعنی به عنوان
مقدمه یک عمل واجب مانند نماز وروزه آموختن احکام ان واجب است علت آن هم روشن است زیرا
وقتی یک عمل صحیح و درست انجام می شود که آگاهی کامل به احکام وجزئیات ان باشد.

2- برنامه ریزی صحیح
درزندگی ومخارج آن:انسان مسلمان باید درهزینه زندگی برنامه ریزی خوب داشته باشد.هزینه
زندگی رابانیازهای خودوخانواده تنظیم کند وبهترین راه میانه روی و اعتدال درمخارج زندگی
است. نباید آن قدردرهزینه ومصرف بازعمل کندکه نیازمند مردم شود ونه دست تنگ باشد که
درصورت برخورداری ازهزینه حاضر نیست برای خانواده اش غذا ولباس مناسب تهیه کندوبرای
مصرف کردن خست وگرفتگی دارد در هر صورت موفقیت در زندگی معتدل بودن دراموراقتصادی نه
راه تجمل گرایان دنیا پرست را داشته باشد که به اسراف وتبذیروریخت وپاش ها متبلا شود
ونه راه ترک کنندگان نعمت های دنیا را.

استفاده ازثروت وزیبایی
های دنیاحرام نیست بلکه غذای خوب لباس خوب زندگی خوب که ازرا ه حلال باشد برای مومنان
ممنوع نیست بلکه مطلوب است.

3- شکیبایی و استقامت:
از مهم ترین پایه های ایمان شکیبایی و استقامت در برابر سختی ها است تاجایی که در روایات
تشبیه به سربرای بدن شده است[5]،
راه رسیدن به کمال و بالاترین درجات معنوی لابه لای مشکلات و ناگواری های زندگی و صبر
در برابرآنهاست.[6]

برای رسیدن به حق
باید شکیبا بوداگرچه تلخ باشد دربرابرعبادت ها واطاعت ها دربرابرمصیبت ها ودربرابرترک
گناه ومعصیت ها باید همیشه شکیبایی راپیشه کرد.

ناگواری های زندگی
گاهی دراختیارخودانسان نیست بلکه خداوند برای آزمایش مومن رابه مشکلات وسختی هامتبلامی
کند.اما برخی مشکلات معلول کردارهای خود انسان است مانند این که ازپول خودمحافظت نمیکندگرفتارسرقت
میشود بهداشت رارعایت نمی کند مریض میشود قوانین رانندگی رارعایت نمیکند تصادف میکند
کسب وتجارت رادقیق انجام نمیدهد گرفتارزیان وخسارت میشود گاهی به دنبال آرزو هواهوس
گناه خودرا به گرفتاری می اندازد وآسیب بزرگی درزندگی میبیند.

آثار پیش آمده از
این امور اگر چه خود نیازمند صبر مضاعف است اماانسان باید متوجه باشد که مشکلات پدید
آمده معلول عملکرد خودانسان است نه این که بگوییم خداوند خواسته یا شانس من این چنین
است....

عمل بدون بینش

امام رضا(ع)می فرماید:
«العامل علی غیر بصیره کالسائرعلی غیرالطریق لایزیدسرعه السیرالابعداعن الطریق.[7]»
آن کس که بدون بینش کاری راانجام دهد همانند کسی است که بیراهه می رودهرچه سریع ترحرکت
کند ازراه صحیح دورترمیشود.

شرح:کارهای باشتاب
بدون دقت وبرنامه ریزی قبلی فرجام خوبی ندارند.پس ازانجام کارروشن میشود که خطاهای
زیادی درآن وجوددارد که ممکن است برخی قابل جبران نباشد یابه سختی جبران شود .انسان
باید درکارهای مهم زندگی همانندخرید خانه ماشین ازدواج انتخاب شغل و...دقت وبینش کافی
به خرج دهد بینش رمز موضع گیری سالم واصولی است.بینش ضریب خطا رادرکارها کاهش میدهد
بینش مانع غافلگیرشدن خواهدبود.به عنوان مثال یکی از مهم ترین برنامه های زندگی ازدواج
است.ازدواج وانتخاب شریک برای زندگی باید باتفحص آگاهی وبینش باشد اگریک دخترباشتاب
وبه محض دیدن یک جوان درخیابان باردوبدل کردن الفاظ زیبا ودلفریب فریفته اوشود وتن
به ازدواج دهدراهی انحرافی رفته است به زودی زندگی که می توانست شیرین وگوارا باشد
به تلخی یاضعیف بنانهد هرچه این بنابالاتررود ضرروخرابی آن بیشترخواهدبود.

خشت اول چون نهد معمارکج                                 تاثریا میروددیوارکج

اصولا رشد واقعی وکمال
نهایی دراین است که کارهای انسان ازدانش وبینش برخوردارباشد درست بشناسد و درست عمل
کند زیرا کارهای شتابزده همواره بااشتباه وخطا همراه است درنهایت انسان باید باپوزش
عذرخواهی به اصلاحات پیش بینی نشده بپردازد.

عقائد

توحیدوشرک

امام رضا(ع)فرمود:من
شبه الله تعالی بخلقه فهومشرک ومن نسب الیه مانهی عنه فهوکافر.[8]

شرح :یکی ازپایه های
اصلی توحید درصفات بی مانندی خداوند است یعنی خداوند شبیه ومثل نداردونمی توان اورابه
چیزی تشبیه کرد.خداوند ازنظرنامحدود وبی پایان است وهرچه غیرخداست ازهرنظر حیات علم
قدرت احاطه و...محدودومتناهی است.درنتیجه نمی توان خدارادرصفاتش به هیچ موجودی تشبیه
کردوهرگونه تشبیه وتمثیل برای خداوندمحدود ساختن اواست ومایه ی بعد ودوری ازشناخت حقیقی
خداوند خواهدشد زیرابه جای آن خدارابشناسیم موجود دیگری که ناقص ترازاوست به جای اودرنظرگرفته
ایم واینجا است که گفته اند:یکی ازخطرناک ترین پرتگاه هایی که درراه شناخت صفات خداوندوجوددارد
پرتگاه تشبیه است یعنی خدارا دروصفی ازاوصاف شبیه انسان بامخلوفاتش بدانیم این سبب
میشودکه انسان به دره شرک سقوط کند به همین جهت است که مشرکان عصرجاهلی تصورمیکردند
که خداوند مانند یک پادشاه بزرگ است ونمی توان به اودسترسی می کردند که وزراونزدیکان
پادشاه به سراغ مقربان اوبروند به همین جهت بتی رامی ساختند تاآنها مقربان درگاه خداوند
باشند واین بارزترین مصداق شرک است اذاامام هشتم(ع) درروایت فوق هشدارمیدهد هرکسی خداوندرابه
مخلوقات تشبیه کندمشرک است وقرآن نیزمرتب تذکرمی دهد که لیس کمثله شی [9]
لم یکن له کفوااحد.[10]خداوندهمتاومانندی
ندارد.حتی درآن جایی که ناچارمی شویم خداوندرابه نورومانندآن تشبیه کنیم بایدتوجه داشته
باشیم که این گونه تشبیهات ناقص ونارسا است وتنها ازیک جنبه قابل قبول است نه ازتمام
جهات .ازطرف دیگرخداوند ازهرعیب ونقص وعوارض وصفات ممکنات پاک ومنزه است درنتیجه صفاتی
مانند جسمانیت اعضا جوارح ترکیب مکان زمان تغییر دگرگونی و...نمی توان به خداوند نسبت
داد کوته فکران اوصاف ناشایستی برای خدا قائل می شدند گاهی عیسی راپسرخدا میشمردند
گاه فرشتگان رادخترخدا می نامیدند گاه میان خداوطائفه جن رابطه خویشاوندی برقرارمی
ساختند گاه بتها راهمتا وشریک قرارمی دادند وگاه برای خداوند اوصافی مانند موجودات   ویااجسام معتقد
بودند اماطبق آیات قرآن وآموزه های اهل بیت (ع)همه این اوصاف ازذات مقدس خداوند منتفی
است[11]اودارای
کمال مطلق است مثل ومانندی برای اونیست بی نیاز است وامام هشتم (ع)می فرماید:هرگونه
توصیف مخلوقات یاوصف منفی به خداوند نسبت داده شودمنجربه کفرمیشود.سبحان الله عمایصفون.[12]خداوند
برترازهرگونه توصیف توصیف کنندگان است بنابراین مسلمان موحد نباید خداوند رابه چیزی
تشبیه کند یاصفتی ازصفات مخلوقات رابه اونسبت دهد وبهترین راهنما برای فهم اوصاف خداوند
بهره گرفتن ازآیات قرآن وروایات اهل بیت(ع)می باشد.

شناخت آغاز پرستش

امام رضا(ع)فرمود:اول
عباده الله معرفته واصل معرفه الله توحید ه.[13]نخستین
مرحله پرستش شناخت ومعرفت خدااست وپایه معرفت خداوند توحید ویگانه دانستن اواست.

شرح:عبادت وپرستش
خداوند ازمهم ترین اهداف آفرینش انسان است ماجن وانسان رانیافریدیم مگربرای عبادت وپرستش
[14]
اما همواره دین اسلام براین نکته تاکید دارد که عبادت وپرستشی مفید است که همواره باآگاهی
وشناخت باشد.به همین جهت امام هشتم(ع)نخستین مرحله پرستش راشناخت ومعرفت خداوند میداند
.شناخت ومعرفت ازمهم ترین پایه های دینی به حساب می آیدبه گونه ای که درزمره مهم ترین
واجبات شمرده شده است اسلام ضمن دعوت به فراگیری شناخت وعلم آن رابرای بشرضر وری ولازم
می داند ودرآیات زیادی به آگاهی وشناخت نسبت به صفات خداوند ازجمله حکمت علم بصیرت
عزت قدرت وصفات دیگرپروردگار[15]
تاکید شده است.

برخی ازآیات هدف آفرینش
جهان راعلم ومعرفت می داندطلاق/12اساسا بدون معرفت وعلم اسرارهستی قابل درک نیست وهمین
مساله موجب امتیاز وبرتری انسان برسایر موجودات وکلید نجات انسان شده است.

مطابق آیات قرآن کسانی
که دارای علم ومعرفت هستند دربرابر خداخضوع وخشوع بیشتری[16]
دارند وبیشتر به خاک مذلت می افتند وبرآستان دوست سجده می کنند وهمین دانش وشناخت است
که موجب خشیت وترس حقیقی ازخداوند خواهدشد.به همین جهت نخستین مرحله ی پرستش خداشناخت
ومعرفت است.شناخت خداوند متعال راه های مختلفی دارد وبه تعبیری الطرق الی الله بعدد
نفوس الخلائق به تعداد خلائق راه به سوی خداوند وجوددارد البته باید توجه داشت که ذات
خداوند رانمی توان شناخت بلکه شناخت خداازطریق شناخت صفاتی مانند قدرت علم حیات حکمت
عدالت و...است.این جهان هستی وموجوداتی که آفریده اوست همه نشان ازقدرت علم حکمت و...دارند
به همین جهت ما می توانیم ازراه مخلوقات به خدای بزرگ پی ببریم واورابشناسیم می توانیم
ازراه نظام دقیق وحساب شده ای که برعالم هستی حکمفرمااست بفهمیم که نظم این جهان برگرفته
ازمبدایی قدرتمند وعالم است برهان نظم می توانیم ازراه دگرگونی دائمی که درجهان وجوددارد
وهمه چیز حتی درون انسان دارای حرکت ودگرگونی وتغییر است بفهمیم که نقطه ثابتی دراین
جهان وجوددارد که همه این دگرگونی هاوحرکات ازآن جاسرچشمه می گیرد برهان حرکت می توانیم
ازراه نیازمندی وفقرعمو می موجودات جهان هستی وخودانسان متوجه شویم که یک منبع عظیم
وبی نیاز که درذات خود مستقل است وجوددارد که همه این وابسته ها براوتکیه دارندبرهان
فقروغنایاوجوب وامکان ومی توانیم ازراه مخلوق ومعلول بودن این جهان به طورسلسله وار
به یک علت اصلی برای هستی پی ببریم.برهان علت ومعلول.

این ها راههایی است
برای شناخت خداوند امااساس همه اینها ویکی ازمهم ترین صفات خداتوحید ویگانگی اواست
که امام هشتم(ع)نیز به آن اشاره کرده است زیرا:

اولا:توحیدزیربنای
شناخت تمام صفات خدااست وهیچ یک ازصفات بدون توجه به اصل توحید قابل درک نیست.

ثانیا: زیربنای تمام
ادیان آسمانی به ویژه قرآن کریم توحیداست وغالب بحث های قرآن کریم که درباره وجودخدااست
برمحورهمین اصل دورمی زند تاآن جا که برخی گمان کرده اند قرآن درباره اصل وجودخداسختی
ندارد وهمه درباره توحیداست.

ثالثا: تمام عقاید
اسلامی احکام قوانین آن ومسائل اجتماعی اخلاقی وعبادی ازهمین اصل سرچشمه می گیرد وسراسرقرآن
بازتاب مساله توحیداست.

رابعا:محوراصلی فعالیت
پیامبران الهی نیز توحید ومبارزه با شرک بوده است.

ازطرف دیگراین اصل
مارابه وحدت ویگانگی جهان نیز می رساند که تمام جهان هستی یک واحد به هم پیوسته است
که اگرچه اجزای متعددی دارد اما تمام اجزایش درارتباط با هم موردمطالعه قرار می گیرند
وهمین وحدت جهان خودنشانه ای ازوحدت اوخواهد بود.

ایمان به خداوند یگانه
حلقه اتصال قلوب میلیون ها انسان می تواند باشد زیرا انسان ها می توانند با وجوداختلافات
نژادی جغرافیایی قومی وزبانی باچنگ انداختن به اصل توحید به هم پیوند خورده وجامعه
ای نیرومند تشکیل دهند .

واین توحید است که
درس خلوص نیت به انسان می دهد ومی تواند باهرگونه ریاشرک هواپرستی جاه پرستی دنیاپرستی
وشیطان پرستی به مبارزه برخیزد.به همین علت که امام رضا(ع)درسخن خود اساس معرفت خداراتوحید
میداند.درنتیجه اصل توحید درهمه جاریشه داشته ودرعقاید اعمال اخلاق فردوجامعه فردوجامعه
تاثیرگذار خواهدبود. آری تنها خالق ومعبود جهان هستی خداوند واحدویگانه است که شریک
نداردقل هواالله احد وزیباترین شعاراسلام یعنی لااله الاالله نیز همین مفهوم رامی رساند.

دراینجابه طورگذرا
به اقسام توحیدنیز اشاره می شود تابه خوبی سخن امام هشتم (ع)که اساس معرفت خدارا توحید
معرفی کرده اند روشن گردد.

توحید دارای شاخه
هایی است ازجمله:

توحیددرذات:یعنی ذات
پاک خدا هیچ گونه شبیه ومانندی ندارد وازهرجهت یکتا وبی همتا است.

توحید درصفات:یعنی
همان طورکه ذات خداوندازلی وابدی است صفاتش نیز ازلی وابدی است وصفات خداوند عین ذات
اواست وچیزی زائد برذات اونمی باشد.

توحید درعبادت:که
حساس ترین بخش توحیداست یعنی جزاورانپرستیم وبرغیر اوسرتسلیم فرودنیاوریم وسجده نکنیم.

توحیددرخالقیت:یعنی
سراسر جهان هستی فعل خداوآفریده شده اوهستند به تعبیر دیگرآفریننده جهان یکی است.

توحید درربوبیت:یعین
سرپرست واداره کننده ومربی عالم هستی تنها خدااست.

توحید در مالکیت:یعنی
مالک حقیقی همه جهان حتی جهان آخرت ذات پاک خدااست وسایرمالکیت ها جنبه مجازی دارد.

توحیددراطاعت:یعنی
انسان های موحد تنها ازخداوند پیروی می کنند وجان به فرمان اوهستند.[17]

البته یادآوری این
نکته ضروری می نماید که خداوند دربرخی موارد می تواند برخی ازحقوق رابه دیگری واگذار
نماید مثلا به پیامبرانش حق تشریع برخی ازامور بدهد یابه انسان دستوردهد که ازپیامبران
نیز اطاعت کند واین باتوحید حقیقی منافات ندارد.

6-عبادت وتفکر

امام رضا (ع)می فرماید:لیست
العباده کثره الصیام والصلوه وانما العباده کثره التفکرفی امراالله.[18]
عبادت روزه ونماز زیاد نیست بلکه عبادت بسیاراندیشیدن درامرخداونداست.

شرح: یکی ازموضوعات
مهم دین اسلام دعوت به تفکر واندیشه است که ارزشمند بلکه ازبهترین عبادت ها نیز شمرده
می شود وبهترین نوع آن اندیشه درامرخداوند است اندیشه درمناظر زیبای آسمان ها دروجود
شگفت انگیز انسان درنعمت های خداوند درآفرینش موجودات روی زمین حیوانات گیاهان دریاها
کوه ها جنگل ها شب وروز که همه اینها مارابه شناخت آفریننده ای قدرتمند حکیم مدبروزنده
و...می رساند وپس ازچنین اندیشه ای است که انسان تسلیم آفریننده خودوگوش به فرمان وی
میشود ودرجهت امام هشتم(ع)روزه ونماز فراوان راعبادت حقیقی نمی داند. بلکه مارابه اصلی
دعوت می کند که تمام فروع دین نتیجه آن خواهد بودوآن بسیار اندیشیدن درامرالهی است
زیرا به وسیله آن مهم ترین اصل وپایه دین یعنی توحید با معرفت به ثمر می نشیند ودرادامه
انسان بهترین معبودرابرای خود انتخاب می کند.

دراین روایت نکته
های دیگری نیز قابل استفاده است:

1.عبادت منحصربه نماز
وروزه بسیارنیست بلکه عبادت کامل تفکر درکارهای خدا وآفرینش شگفت انگیز اواست.که باآن
متوجه میشود این جهان هستی عبث وبیهوده نیست وچنین عبادتی است که ارزشمند است.[19]

2.امام (ع)می خواهد
که انسان ها اعمال عبادی خودشان راباآداب وشرایط وشناخت کامل انجام دهند چه بسا عبادت
های زیادی که ارزشی نداردوآن درصورتی است که بدون معرفت وآگاهی به شرایط وکیفیت باشد.

3.همین تفکراست که
به زندگی انسان جهت مثبت می دهد انسان راوادار می کند که ازفرصت ها بهترین استفاده
رابکندباهدف ومعنا زندگی است که ازسرنوشت گذشتگان پند بگیرد وبه دنبال فسادوپوچی نرود
وردنهایت زندگی آخرت خودرا نیزتامین کند.

اماخیال پردازی درباره
کارهای بیهوده فاسد وگناه آلود اولاآن رانمی توان تفکرواندیشه نامید ثانیا اگرتفکر
بنامیم تفکر باطل ووسوسه های شیطان است که اگر شدت پیداکند انسان راآلوده به گناه خواهدکرد.

حسن ظن به خدا

امام رضا (ع)فرمود:احسن
بالله الظن الله عزوجل یقول:اناعبد ظن عبدی ان خیرا فخیزوان شرافشر.[20]

به خداوند گمان نیک
ببرزیراخداوند عزوجل میفرماید:من نزد گمان بنده ام هستم اگرنیک باشد پاداشش نیک واگرشرباشد
پاداشش شرخواهدبود.

زندگی همواره بامشکلات
وسختی های است وچه بسا بسیاری ازسختی های زندگی برای امتحان باشد انسانی درزندگی موفق
است که باآنها مبارزه کندوناامیدی به خودراه ندهد.بنابراین اگرکسی مبتلا به سختی وگرفتاری
شد نباید به خداوند بدگمان شودوتصورکند خداوند اورادوست ندارد وتمام سختی هافقط برای
اوست.

همچنین نباید سختی
های وگرفتاری خورابه بدشانسی واقبال بدنسبت دهدکه شانس واقبال امری مرهوم وباطل است
.دربرابرگرفتاری وسختی های نیازبه اندیشه صبرتصمیم گیری به موقع احساس امید استمداد
ازخداوند ودرنتیجه برخوردصحیح ومعقول باآنهااست چه بسا این آزمایش وزمان سختی زیباترین
وماندگارترین لحظات زندگی انسان باشد حضرت ایوب سختی های فراوان درزندگی کشیدولی برهمه
انها صبرنمود ومی گفت به این همه بلاراضیم ونیز میفرمود:پروردگارا تومهربان مهربانانی.[21]
وتاآخرین لحظات جزحسن ظن به خدا چیزی نداشت همان طور که حضرت زینب (ع)درباره حادثه
کربلا باآن همه سختی های فرمود:جززیبایی چیزی ندیدم.[22]
واین همان حسن ظن به خدا است.

یادآوری می شود که
برخی ازسختی های زندگی انسان براثراشتباه وخطاهای خودشخص است وتلاش می کند که تادرصدد
جبران آن برآیدوانسان برای سرپوش برضعف واشتباه خود اینها رانیز به خداوند نسبت دهد.
علت خطاهاممکن است که حرکت درمسیرباطل ارتکاب گناه سستی درانجام کاری فرارکردن اززیربامسئولیت
باشد که انسان رابه نتیجه نامطلوب می رساند سپس ازکرده ی خودپشیمان می شود وآن را به
خدانسبت می دهد ویاآنرا تحریف می کند درحالی که همه اینها ناشی ازسستی ترس ارتکاب حرام
خودشخص است وبه دنبال توجیه غلط برای این کارها است گاهی دین گاهی خدا حتی گاهی پیامبر(ص)راعامل
این کارها میدانستند واین همان بدگمانی به خداوند است وچه دردناک است که انسان خودعامل
شکست خودباشد وبادست خودراه نجات رابه روی خودببندد وواقعیت ها رادگرگون جلوه دهد وبه
خداوند نسبت دهد .به همین علت امام هشتم(ع)می فرماید:به خدا حسن ظن داشته باش چراکه
خداوند می گوید:من نزد گمان بنده ام هستم اگرگمان بنده نیک بود پاداشی که میگیرد نیزنیک
خواهد بود واگرظن بنده من شربودپاداش اونیز شروبدی خواهد بود.

پیامبران اولوالعزم

امام رضا (ع)فرمود:انما
سمی اولوالعزم اولی العزم لانهم کانوا اصحاب الشرائع والعزائم.[23]

پیامبران اوالعزم
درحقیقت بدین سبب اولوالعزم نامیده شده اند که دارای آئین وشریعت بوده اند.

شرح :خداوندبرای هدایت
بشردرطول تاریخ پیامبرانی رافرستاده است برخی پیامبران مانند حضرت نوح ابراهیم موسی
عیسی ومحمد(ص) دارای کتاب وشریعت هستند برخی پیامبران مانند حضرت داوود تنها صاحب کتابند
وشریعت خاصی ندارند وبرخی پیامبران دیگر نه کتاب دارند وونه شریعت.

گروه نخست راپیامبران
اولوالعزم نامیده اند اماچرا آنان رابه این نام خوانده میشوند وآیا تعداد آنان همین
پنج نفرند یابیشتر؟ مطالبی مطرح شده است که به توضیح آن می پردازیم:

عزم به معنای اراده
محکم واستوارواولوالعزم به معنای صاحبان اراده است.

درقران کریم عزم درچند
معنا به کاررفته است که میتوان به برخی ازآنها شاره نمود:

عزم به معنای صبر
خداوند می فرماید:کسی که صبر کند وعفو نماید این ازعزم اموراست.[24]

1-عزم به معنای وفای
به عهد مانند:ولقد عهدنا الی آدم من قبل فنسی ولم نجدله عزما. مابه آدم ازقبل عهدوتسلیم
امااو فراموش کرد وبرسرپیمان خودنایستاد.[25]

درآیه 7سوره احزاب
نیز خداوند متعال چند نفرازپیامبران رانام می بردکه ازآنان پیمان های محکمی گرفته است
وآنان عبارتنداز پیامبراسلام(ص)نوح ابراهیم موسی عیسی (ع) این پنج پیامبربه طور ویژه
پس ازآن نام می برد که همه پیامبران الهی را به صورت جمع به کاربرده است.

همچنین درآیه 35 ازسوره
احقاف به پیامبراسلام سفارش می کند که صبروشکیبایی مانند شکیبایی پیامبران اولوالعزم
داشته باش.

درآیه ای دیگر می
خوانیم که این پنج پیامبردارای شریعت بوده اند:شرع لکم من الدین ماوصی به نوحاواالذی
اوحینا الیک وماوصینا به ابراهیم وموسی وعیس خداوند برای شما آئینی تشریع کرد که به
نوح توصیه کرده بود وآن چه رابرتو وحی کردیم وبرابراهیم وموسی وعیسی سفارش نمودیم.[26]

همچنین درروایت ازامام
سجاد(ع)آمده است که نوح وابراهیم وموسی وعیسی ومحمد پیامبران اولوالعزم گفته شده است
که به تمام مشرق ومغرب عالم تمام جهانیان وبه جن وانس فرستاده شده اند.[27]

درحدیث دیگری نیزازامام
صادق (ع)فرمود:بزرگ پیامبران ورسولان پنج نفرند آنان پیامبران اولوالعزم هستند وآسیاب
نبوت برمحورآنان می چرخد که عبارتنداز نوح ابراهیم موسی عیسی ومحمد.[28]

ازمجموع بحث های گذشته
می توان مفهوم سخن امام هشتم(ع)رافهمید که فرمود علت نامگذاری آنان را به اولوالعزم
این است که دارای شریعت وعزم هستند که مهم ترین ویژگی پیامبران اولوالعزم میباشد.

باتوجه به آیات وروایات
وبحث های گدشته می توان گفت اولوالعزم کسانی هستند که دارای ویژگی زیرباشند:

1.دارای شریعت جدید
وآئین تازه باشند همان طور که درسخن امام هشتم (ع)آمده بود.

2.ازآن جا که هرشریعت
وآئین جدیدی با مشکلات خاصی مواجه است ومخالفان بیشتری خواهد داشت نیازبه عزم واراده
آهنین همراه باصبووشکیبایی بیشترخواهدبود.

3. عهدوپیمان هایی
که خداوند ازاین عده گرفته است شدید ترومحکم ترازسایز پیامبران الهی است.

4.رسالت آنان جهانی
است وبه سوی شرق وغرب عالم فرستاده شده اند.

5.رسالت آنان جن وانسان
هردورادربرمی گیرد.

6.آنان درمیان سایرپیامبران
دارای برتری هستند ونبوت سایرپیامبرا ن نیز برمحورآنان می چرخد.

7.پیامبران اولوالعزم
عبارتنداز:حضرت نوح حضرت ابراهیم حضرت موسی حضرت عیسی حضرت محمد(ص).

تعداد پیامبران اولوالعزم
نیزطبق دیدگاه معروف میان دانشمندان اسلامی واستفاده ازآیات وروایات همان پنج نفر میباشد.[29]

درآیات 7ازسوره احزاب
و13ازسوره شوری به این پیامبران اشاره خاص شده است درروایات زیادی ازجمله ازامام سجاد
(ع) [30]
امام باقر(ع)[31]
امام صادق(ع)[32]
وروایات دیگر تصریح به پنج پیامبر بزرگ الهی شده است که آنان پنج نفرند حضرت نوح(ع)
حضرت ابراهیم(ع)حضرت موسی(ع) حضرت عیسی (ع) وحضرت محمد(ص).

درروایتی نیز امام
باقر(ع)    از پیامبرنقل می کند که تعداد پیامبران
124 هزارنفراست که پنج نفرازآنها اوالعزم بوده اند.

درسخنی ازابن عباس
نیز پیامبران اولوالعزم راهمین پنج نفرمیداند.[33]

برخی ازبزرگان نیز
پیامبران اولوالعزم رادرضمن شعری معرفی کرده اند

الوالعزم نوح والخلیل
الممجد                  وموسی وعیسی والحبیب
محمد[34]

پیامبران اولوالعزم
نوح وابراهیم خلیل است وموسی وعیسی ومحمد(ص) حبیب خدا.

مطابق توضیحات فوق
هریک ازپیامبران دارای کتابهای آسمانی وشریعت بوده اند که قرآن کریم کتاب آسمانی محمد
(ص) وانجیل کتاب آسمانی حضرت عیسی (ع) وتورات کتاب آسمانی حضرت موسی (ع) است.

اما برای کتاب آسمانی
حضرت نوح وابراهیم به طورصریح نام خاصی نیامده است ولی ممکن است ازآیه 19 سوره اعلی
صحف ابراهیم وموسی استفاده کنیم که نام کتاب حضرت ابراهیم ونوح هریک صحف بوده است.

آیا معراج پیامبر
(ص)قابل تکذیب است؟

امام رضا (ع) فرمود:
من کذب بالمعراج فقد کذب رسول الله (ص) کسی که معراج پیامبر (ٌص) تکذیب کند رسول خدا(ص)
راتکذیب کرده است.

شرح : معراج ازعروج
به معنای بالارفتن است ونیز به معنای سیر روحانی ومعنوی آمده است ومنظور ازآن طبق آیات
قرآن وروایات فراوان ومعروف میان دانشمندان اسلامی این است که پیامبر(ص) هنگامی که
درمکه بود به قدرت پرودگار دریک شب ازمسجدالحرام به مسجد الاقصی دربیت المقدس که فاصله
آن بیش ازیکصدفرسنگ است رفته ودرآن جا به آسمانها صعود نموده تاآثار قدرت وعظمت پرودگار
رادرپهنه گیتی مشاهده نماید وهمان شب نیز به مکه بازگشت.

این سیر باجسم وروح
تواما انجام گرفته است به خلاف دیدگاه برخی که آن رابه معراج روحانی شبیه یک خواب یا
مکاشفه روحی تفسیر کرده اند.

دردوسوره ازقرآن به
مساله اشاره شده است:

1-درنخستین آیه سوره اسراکه میفرماید:پاک ومنزه است خدایی که بنده اش رادریک شب
ازمسجدالحرام به مسجدالقصی که گرداگردش راپربرکت ساختیم بردتاآیات خوردرابه اونشان
دهیم اوشنواوبیناست.[35]

دراین آیه دونکته
قابل توجه وجوددارد: یکی تعبیر عبده است که دلالت دارد این سیر جسمانی وروحانی باهم
بوده است نه روح تنها ونیز دلالت می کند که این افتخار به خاطر مقام عبودیت وبندگی
آن حضرت بوده است که بالاترین مقام برای انسان است.

ودیگری تعبیرلیلااست
که نشان میدهد سیرپیامبرازمسجدالحرام به مسجدالاقصی ومعراج آن دریک شب بوده است.

2-درسوره نجم ازآیه
13تا18 نیز به سیر آسمانی پیامبروجریان معراج اشاره شده است که درتعبیری می فرماید:مازاغ
البصر وماطغی چشم پیامبردچارخطا وانحراف وطغیان نشده این عبارت که چشم پیامبردچارخطا
وانحراف نشده است نشان میدهد که حادثه معراج دربیداری اتفاق افتاده است ونه درخواب
وحالت مکاشفه.

همچنین درروایاتی
که متواتر وقطعی است اصل موضوع معراج راامری ثابت وقطعی می داند ودرروایاتی نیز ویژگی
معراج ومشاهدات پیامبر(ص)رادرآن شب مطرح می کند.

بنابراین اصل معراج
راازنظر دانشمندان اسلامی اعم ازشیعه واهل سنت قابل تکذیب وانکارنیست اگرچه برخی ازمسائل
آن درروایاتی ساختکی که مشتمل برامورنامعقول است قابل تکذیب است. ازجمله این که پیامبر(ص)
خدرااشکار دید وبااوسخن گفت که بااصول ومعیارهای دینی وتوحید سفارش سازش ندارد وبااهداف
مهم این سیر که پیامبر(ص) خدارادرآسمانها ببیند همان طور که برخی ناآگاهان ان مساله
رامطرح کرده اند.بلکه هدف اصلی ازمعراج این بودکه روح بزرگ رسول خدا(ص)بامشاهده اسرارعظمت
خدادرسراسر جهان هستی به ویژه عالم ملکوت دید تازه ای وآگاهی کاملی بیابد تابتواند
با آن رهبری وهدایت انسان ها رابه خوبی برعهده بگیرد.

دراین جاشبهه مطرح
است که آیا عروج به آسمان ها باوجودنیروی جاذبه زمین وفقدان هوا دربیرون جو زمین وحالت
بی وزنی ونیز اشعه های خطرناک ماورابنفش واشعه ایکس چگونه ممکن است؟

برای پاسخ به این
پرسش نکات زیر قابل توجه است:

1-موانعی که برای
معراج بیان شده امورمحال ولاینحل نیستند  ومامی
بینیم که دانش امروز با پیشرفت های علمی سفربه فضا راممکن می داند وسالانه فضانوردان
باسفینه های مجهز به سیارات مختلف مسافرت می کنند واین نشان می دهد که سفربه آسمانها
منع عقلی ندارد.

2-مساله معراج می
تواند یک امرغیرعادی باشد مانند معجزات پیامبران که امری غیرعادی ووابسته به قدرت بی
پایان خداونداست زیراخداوند بانیروی نامحدود می تواند پیامبرش راازاشعه های مرگبارنجات
بدهد ومرکبی سریع السیر متناسب بااین سفر فضای دراختیار پیامبرش بگذارد اما این مرکب
رفرف یابراق یاچیز دیگری بوده است که تنهادرروایات بدان اشاره شده است ولی برای ما
کاملاناشناخته است.

3-مساله معراج تنها
عقیده مسلمانان نیست بلکه درمیان پیروان ادیان دیگرنیز وجوددارد همان طورکه درباره
حضرت عیسی (ع)درانجیل مرقس باب6 وانجیل باب24 وانجیل یوحنا باب 21 آمده است که پس ازچهل
به روز به آسمان هاعروج نمود. همان طورکه خداوند برای حضرت موسی (ع)وحضرت ابراهیم
(ع)وحضرت ادریس (ع) نیز معراج قرارداده است.

نتیجه این که جریان
معراج پیامبر(ع)امری قطعی است وقابل تکذیب نمی باشد وبه همین جهت امام هشتم (ع)فرمودند:کسی
که معراج تکذیب کند رسول خدا(ص)رااتکذیب کرده است.[36]

طراوت قرآن

امام رضا (ع) فرمود:ان
الله تعالی لم یجعل القران لزمان دون زمان ولناس دون ناس فهو فی کل زمان جدید وعندکل
قوم غض الی یوم القیامه.[37]
خداوند قرآن رابرای زمان خاصی ومردم خاصی قرارنداده است ودرهرزمانی تازه ونزد هرجمعیتی
باطراوت است.

شرح:همیشه این پرسش
دراذهان وجوددارد قرآن کریم که 1400 سال پیش درمحیط خاصی ودرمیان مردمی که عرب زبان
بوده اند نازل شده است.آن زمان ویژگی های خاص خودراداشته وآموزه ها وپیام های خاصی
را می خواسته وامروز ویژگی های خاصی داردشاهد پیشرفت های زیادی درعلم وصنعت ومانند
آن هستیم پس قرآن چگونه برای عصرمامفید است.

امام هشتم(ع)باسخن
پرمحتوای خوداین پرسش راپاسخ میدهد که قرآن ساخته ی اندیشه وافکار زودگذر ومتغیر بشرنیست
تابا گذشت زمان کهنه وفرسوده گردد وبرای مردم خاصی نیز نیست تااگر آن مردم ازبین رفتند
محتوای قرآن وارزش آن نیز ازبین برود بلکه ازعلم ودانش خداوند بزرگی سرچشمه گرفته که
وجودش ازلی وابدی وکلام اوهم مانند ذاتش جاودانه است زبان آن اگرچه عربی است اما محتوای
آن جهانی است قوانین وپیام هایش همچون عدالت خواهی احسان و... منطبق بافطرت بشراست
که همه انسان ها رادرهرزمان ازآن بهره می برند ودرهیچ زمانی کهنه نمی شود به همین دلیل
هرچه آن رابخوانند تازه تروجالب تراست ومحتوای آن همیشه طراوت دارد اگرکسی همیشه قرآن
رابافهم محتوای آن بخواند نه تنها احساس خستگی نمیکند بلکه لذت وانبساط به اودست می
دهد واین یکی ازنشانه های اعجاز وعظمت قرآن کریم است.

علت این که قرآن درهمه
عصرها باطراوت است ویژگی های خاصی است که دردرون آن نهفته است که برخی ازمهم ترین آنها
عبارتند از:1-هماهنگی قوانین قرآن باخواسته های طبیعی وفطری انسان وسایر موجودات وبه
قول معروف هماهنگی تشریع باتکوین.

2-وجودلایه های پنهان
درقرآن قرآن دارای ظاهروباطن است ودربرخی روایات تاهفت بطن برای آیات آمده است واین
ویژگی باعث شده است که آیات قرآن درهرزمان مصادیق خاصی داشته ومتناسب باهرزمان حرکت
کند.

3-اعتباربخشیدن به
عقل:معتبربودن عقل بدین معناست که عقل می تواند درزندگی مردم نقش داشته باشدوعقلای
یک جامعه می توانند برای برخی ازمسائل زندگی اجتماعی خودقوانینی راوضع کنند مانند قوانین
راهنمایی ورانندگی کنترل بازار شهرسازی.

4-وجود قواعد واصول
حاکم:درقرآن کریم قواعدی وجوددارد که می تواند حاکم وناظر برقوانین دیگر باشد مانند
قاعده لاخرج قاعده یسرونفی عسرو...ا

/ 0 نظر / 43 بازدید