آستان دوست (نگرشی بر آثار و آداب زیارت)

فصل اول

مفهوم و حقیقت زیارت و اقسام آن

معنی و زیارت مفهوم

زیارت در لغت به «معنای قصد» است و گویا کسی که به زیارت
کسی می رود او را قصد کرده و به قصد وی به راه افتاده است.

معنای اصطلاحی زیارت و حقیقت آن، حضور در نزد مقامی و شخصیتی
به منظور بزرگداشت و احترام او و انس گرفتن با اوست.

زیارت و دیدار زندگان

زیارت در مورد احیا و زندگان از اقوام و خویشان و یا دوستان
و انسان های باقداست، یک معنای روشن و متداول دارد و در روایات، بابی به عنوان:«باب
زیاره المومن» و یا «باب زیاره الاخوان» به چشم می خورد؛ در آن بخش، روایاتی حاکی از
اجر و پاداش فراوانی که برای ملاقات و دیدار انسان های با ایمان وارد شده، ذکر کرده
اند که البته هر اندازه شخص زیارت شده دارای مراتب بالاتری از معنویت و فضیلت باشد،
ثواب و پاداش دیدار و ملاقات او بیشتر و بالاتر است؛ چنانچه نیت و هدف زیارت کننده
هر اندازه خدایی تر باشد و زیارت و دیدار به لحاظ ایمان و فضائل او صورت گرفته باشد
در ارزش و ثواب آن زیارت، تائید گذاری خواهد.

 

زیارت گذشتگان

در مورد اشخاص متوفی نیز کلمه «زیارت» استفاده می شود که
البته بیشتر به قبر آنان نسبت داده می شود. این مطلب نشات گرفته از جهان بینی اسلام
و دید وسیع و عمیق ادیان آسمانی به ویژه اسلام است که حیات و زندگی را منحصر به زندگی
این جهان نمی دانند و انسان را در چهاردیواری جهان طبیعت محدود نمی کنند بلکه وراء
این عالم، عالمی گسترده تر، جالب تر و زیباتر برای انسان قائل اند. مادیون که اعتقادی
به وراء بیعت ندارند و حیات را در همین محدوده ی جهان طبیعت، تفسیر می کنند نمی توانند
این اصلاح و استعمال دوم زیارت را داشته باشند و ندارند.

ولی ادیان و پیروان آنها یعنی معتقدان به جهان غیب و عالم
ابدی و کسانی که باورهای غیبی و فوق مادی دارند و تنوع حیات و تجدید صورت و تکامل آن
را پذیرفته و بدان اعتقاد دارند این واژه «یعنی زیارت» را در مورد گذشتگان نیز دارند
و به کار می برند و از این رو یکی از مسلمات آنان زیارت اهل قبور یا زیارت اموات یا
زیارت شهیدان است و به صورت یک برنامه ی مذهبی و دینی آن را انجام می دهند.

اهل ادیان و به خصوص اسلام، مردگان را فاقد فهم، درک و شعو
نمی دانند بلکه معتقدند آنان هم حیات دارند؛ نهایت امر اینکه حیات آنان تغییر شکل داده
و تغییر یافته و با توجه  به شرایط مخصوص خود،
درک و فهمی متناسب دارند؛ ا این رو از دیدار زندگان و بازماندگان از منازل و مقابر
آنها خوشحال، مسرور و شادمان می گردند و از اینکه از خاطر و ذهن بازماندگان رفته و
دوستان و بستگان، آنان را فراموش کرده باشند و یادی از آنها نکنند نگران و ناراحت و
چه بسا گله مند باشند و احیاناً به جای دعا نفرین کنند.

طبق نقل امام صاق(ع) حضرت امیر المومنین(ع) فرمودند:

زورواموتاکم فانهم یفرحون بزیارتکم... .[1]

مردگان خود را زیارت کنید زیرا آنان از اینکه شما به زیارتشان
بروید، مسرور و شادمان می گردند.

در روایت دیگر آمده که محمد بن مسلم می گوید: به حضرت صادق(ع)
عرض کردم:«آیا مردگان را زیارت کنیم؟» فرمود:«آری!» عرض کردم:«آنها علم و آگاهی دارند
که ما به زیارتشان می رویم؟» فرمود:« ای والله انهم لیعلمون بکم و یفرحون بکم و یستانسون
الیکم[2]

آری! به خدا سوگند تحقیقتاً آنان می دانند و از این عمل شما
آگاهی دارند و با آمدن شما به سوی آنان، خوشحال و بانشاط می گردند و با شما انس می
گیرند.»

این روایات و روایات متعدد دیگر تصریح دارند که مردگان از
آمدن زندگان در کنار قبر آنان اطلاع دارند و از این کار، که نوعی بزرگداشت آنان است،
خرسند و خوشحال می گردند و حتی در آن لحظات، با زندگان انس می گیرند و احساس وحشت و
تنهایی نمی کنند.

امام باقر(ع) نقل می کنند که رسول خدا(ص) فرمود: جبرئیل(ع)
برای من چنین گفت: خداوند فرشته ای را به سوی زمین فرستاد. آن فرشته شروع به راه رفتن
کرد تا به در خانه ای رسید که مردی آنجا ایستاده و از صاحبخانه اجازه ی ورود می خواست.
آن ملک گفت:«با صاحب این خانه چه کار داری؟» پاسخ داد: «او برادر مسلمان من است. آمده
ام که برای خدا او را زیرات و دیدار کنم.» ملک گفت: «ازآمدنت هیچ منظوری جز این نداشتی؟»
در پاسخ گفت: « نه! فقط به همین منظور آمده ام.» آن فرشته گفت:«پس من فرستاده خداوند
به سوی توام؛ خداوند ، سلام می فرستد و می فرماید: بهشت برای تو واجب و حتمی گردید
و اضافه کرد که: خداوند عزوجل می فرماید:

هر مسلمانی که مسلمانان دیگری را زیارت کند او را دیدار نکرده،
بلکه مرا زیارت کرده و ثواب و پاداش او برمن بهشت است.»[3]

زیارت قبور علماء و بزرگان

زیارت قبور مومنان دارای آن همه چیز اجر و پاداش بود، اکنون
اگر انسان به زیارت قبر یک انسان شایسته، صالح و پرهیزگار برود و یا در جوار مزار یکی
از علمای بزرگوار شیعه و نواب حضرت بقیت الله عجل الله تعالی فرجه الشریف با قبر شریف
آن عالم بزرگوار و والا مقام، انس بگیرد واز روح بلند و پاکش استمداد کند چه اجر و
پاداش های بزرگ و چه آثار خیری را به دنبال دارد؟! و چه بسیارند کسانی که در کنار قبر
انسان صالح، بزرگوار و وارسته ای یا در کنار مزار عالم مهذب و مجتهد والا مقام و آزاده
ای به اذن الله به مراد و مقصد و حاجت خویش دست یافته اند و مشکلات زندگی آنها مرتفع
گردیده و به آسانی از دست اندازهای خطرناک زندگی رها شده اند. و البته هیچ بعید نیست
که بنده بس صالح و شایسته  ای که پیوسته در
مسیر بندگی خداوند بوده، رضا و خشنودی معبودش را بر رضای خویشتن ترجیح می داده و در
مفبل اوامر و مقررات الهی،هوای نفس خود را زیر پا گذاشته مورد عنایت الهی قرار بگیرد
و خداند قادر و مهربان به برکت آن انسان صالح و خداجو حاجت کسی که در کنار قبر او به
خدا روی آورده برآورده سازد.

و یا انسان بزرگواری که عمری را در راه تحصیل علم و دانش
الهی به سربرده و همراه فراگیری علم به تهذیب نفس پرداخته و به مقام نیابت از امامان
معصوم به ویژه حضرت بقیه الله رسیده و راحتی و آسایش و همه زندگی خود را در راه ترویج
دین خدا و آشنا شدن مردم با معبود یگانه و با ائمه اطهارقرار داده تا آنجا از مورد
لطف بی دریغ الهی بهره مند گردد که اشخاص خداجو در کنار قبر او مورد اضافه ی فیض خداوندی
واقع شوند و بندگان خدا در این مکان و به برکت زیارت مدفن یک عالم ربانی و فقیه عادل
جامع الشرایط به حوائج خود دست بیابند. و خداوند کار آنها را اصلاح کند.

و اینجانب سالها پیش ار استادم حضرت آیت الله حاج شیخ محمد
علی اراکی رضوان الله علیه شنیدم که فرمودند:« من از قبر مرحوم آقای حاج سید محمد[4]
تقی خوانساری قدس سره، یا کنار قبر ایشان- حوائج خود را می گیرم.

نیز انسان مومن صادق القولی که او را به خوبی می شناسم می
گفت:« چند سال قبل برای رفتن به حج واجب، دچار مشکل شده بودم؛ حتی چون بعضی می گفتند
که در حج واجب می توان به اشخاص دارای نفوذ مراجعه کرد، به بعضی از آنان هم مراجعه
کردم و موضوع را با آنها در میان گذاشتم و با این حال، موثر واقع نشد تا اتفاقاً در
شب چندمین سالگرد مرحوم آیت الله العمی آقای حاج شیخ عبدالکریم حائری قدس سره مجلس
بزرگداشت ایشان منعقد بود. من در آن مجلس به روح پاک ایشان متوسل شدم. دو یا سه روز
بعد، جریان کار کار، اصلاح شد و توانستم به حج مشرف شوم.»

شایان توجه است که باید زیارت علمای ربانی، مهدب خداجو و
دل به خدا داده را در ایام حیاتشان نیز مغتنم شمرد و از فیاض حضورشان، از علم و فضائل
فراوان و از روحیات و معنویات آنان حداکثر استفاده را کرد؛ از بیانات و افاضاتشان بهره
مند گردید و این فرصت طلایی را نباید از دست داد.

این جانب از خاطراتی که از سفرهای تبلیغی خود به خاطر دارم
این است: در اهواز روزهای جمعه که فرا می رسید مردم محترم آن دیار به حضور علمای اعلام
آنجا می آمدند و آنان را زیارت می کردند.

مزار شهیدان

در میان انسان های خداجو و دلدادگان حق، شهیدان از همه، پیش
گام ترند؛ خداجویی و دلدادگی آنان به اثبات رسیده و برای کسی قابل تردید نیست؛ زیرا
آنها در کوی دوست و منای عشق الهی و برای دفع شر اشرار از حریم مقدس دین و آئین پروردگار
از مهم ترین متاع گرانبهای خودگذشته و جان شیرین خویش را در این مسیر فدا کردند.

این انسان های والا و گرانقدر برای حفاظت و حمایت از دین
خدا، مردانه به پا خاستند؛ دشمن غدار را در کار خود حیران ساختند؛ آنها را به عقب راندند
و ملت و مکتب مقدس را سرافراز نمودند. آنان در این معامله ی بزرگ با خداوند، جان عزیز
خود را مفتخرانه فدا کردند و بالاترین مقامات جهان ابدی را به دست آوردند. خداوند بهترین
مقام، اجر و ثواب را برای آنان قرار داده و ذخیره کرده است.

از جمله پاداش های پرافتخاری که خدا به آنان عطا فرموده،
قداست قبر آنهاست؛ مردم به سوی این اماکن و بقاع می روند؛ از به خون خفتگان آن مکانهای
مقدس الهام می گیرند و صفات برجسته آن فرهیختگان برایشان تداعی می شود: آدمی از آن
گلزار معطر، غیرت، ایثار، جهاد، فداکاری، پایمردی، بزرگواری، پارسایی و سایر صفات عالیه
انسانی را فرا می گیرد.

گـر بشـکافی هنوز خـاک شهــیدان
عـشق

آیـد از آن خاکـدان، زمزمه دوست دوست

 

از دیگر سو زیارت قبور شهیدان، بزرگداشت شخصیت آن عزیزان
و در حقیقت بزرگداشت کرامتها و صفات برجسته، جهاد، ایثار و جوانمردی است.

شیخ کلینی قدس سره نقل کرده است: «امام صادق (ع) ضمن حدیثی
این جمله را فرمودند: به ما رسیده که پیامبر(ص) هر زمان که به سوی قبور شهدا می آمد
می گفت:

السلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار»[5]

قطب الدین راوندی (م.573.ق)از امام صادق (ع) نقل کرده که
فرمود:« فاطمه زهرا (س) در هر روز شنبه به هنگام صبح، به سوی قبور شهدا – در احد
– می آمد
و نزد قبر حمزه(ع) توقف کرده و برای او طلب رحمت و استغفار می کرد.» [6]

زیارت گلزار شهیدان و مقابر نورانی آنان از اهمیت بسزایی
برخوردار است خصوصاً به لحاظ آنچه که در قرآن کریم آمده است آنان زنده اند و نباید
حتی تصوّر، توّهم و خیال مرگ آنان را کرد بلکه آنان از رزق و روزی الهی در جهان ابدیّت
برخوردارند و به الطاف و عنایاتی که خداوند درباره آنان دارد شادمان می باشند.

و این صریح قرآن کریم است:

   و لا تحسبن
الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاءٌ عندَ ربّهم یُرزَقُونَ

*
فرحین
بما آتاهم الله من فضله ویستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم من خلفهم الا خوف علیهم ولا
هم یحزنون[7]

و گویا حیت شهیدان نسخه ی ممتازی از حیات است و آنان بر سایر
مردگان و درگذشتگان، در حیات پس از مرگ، امتیاز دارند، زندگیشان سراسر افتخار و همراه
با انواع و اقسام لطف و رحمت الهی و قرین عنایات بیکران ذات لا یزال او و آمیخته به
بهترین شادی ها و نشاط ها و خرمی هاست. شادی و نشاطی که برای ما زمینیان و خاکیان و
دلبستگان به دنیا و ما اسیران مادیات قابل درک و فهم نیست و چنان است که تا انسان آن
را مشاهده نکند و لمس ننماید به حقیقت آن پی نمی برد.

راستی رفتن به زیارت قبر پاک و تربت نازنین این سرافرازان
تاریخ،لذت بخش، افتخار آفرین، پندآمیز،تحول بخش و راهگشای یک زندگی صحیح و معقول است.

زیارت امامزادگان

از انواع زیارت ها، زیارت امامزادگان والا مقام است؛ آنان
شاخ و برگ درخت های بارور و پر ثمر رسالت و ولایت اند و احیاناً بدون واسطه و گاهی
با وسائطی چند به امامان معصوم و حجج الهیِّه متصل می شوند؛ پاره های تن آن عزیزان
خدا به شمار می روند و زیارت آن گوهرهای تابناک راهی برای نیل به رضا و خشنودی آباء
گرامی و اجداد پاک آنهاست.

دستت نـمی رسد که بچینی گـلی ز شاخ

بــاری به پای گـلبـن ایشــان گیـاه
بــاش

و از الطاف بزرگ الهی و از شعب رحمت بی کران او درباره بندگان
این است که آن عزیزان در بلاد متفرق و در شهرها بلکه روستاها، کوه ها و صحراها پراکنده
می باشند و نوع مردم حتی طبقات مستمند که به زیارت قبور منور حجت های الهیه دسترسی
ندارند به لطف الهی می توانند به زیارت این امام زادگان واجب التعظیم نائل گردند و
از کنار قبر شریف این عزیزان خدا،کسب فیض های ربانی کنند.

شایان ذکر و درخور توجه است که هرچند در بین امامزادگان احیاناً
افرادی پیدا شده اند که به مقتضای شایستگی بسیار بالای خانوادگی و طهارت اعراق و اصالت
انساب خود پیش نرفته اند و موجب نگرانی خاندان عصمت و طهارت، شیعیان و دلدادگان آنها
شده اند ولی این گونه افراد در میان امامزادگان بسیار کم و نادرند و نوع و اکثریت غالب
آنها انسانهای بزرگوار و خداجویی بوده اند که از شمیم معطر معنویت و قدسیت آباء طیبین
و اجداد طاهرین خود(ص) بهره مند بوده اند و گاهی بهره های وافر برده اند.

آری! در میان آن امامزادگان والا مقام عده ای هستند که در
فضیلت، کمالات معنوی،مراتب و مدارج علمی و معنوی و پیروی از آباءگرامی خود سرآمد روزگار
و شهره آفاق و مورد اشاره پاکان و زبدگان جهان و ملجا خاصان و مخلصان دربار الهی بوده
اند و آثار خیر و برکات بی شمار از قبور منور آنان بروز کرده و موجب توجه کاروان دل
ها به سوی حق و حقیقت گردیده است.

ما دراین مقام چند نفر از آن والا مقامان و مکرمان دربار
الهی را به عنوان نمونه ذکر کرده و درباره مقامات عالی و شان رفیع آنان اشاره ای کرده
و می گذریم:

1. حضرت فاطمه معصومه (س)

این بانوی معظمه و جوان سال، اختری درخشان است که در آسمان
ولایت درخشندگی ویژه دارد و چشم و چراغ اهل ولا و دلدادگان آل محمد(ص) است؛ او دخت
والا مقام امام کاظم و خواهر گرانقدر حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع) و عمه پر افتخار
امام نهم حضرت جواد الائمه(ع) است؛علاوه بر این جهت، از سه امام معصوم روایاتی در مورد
زیارت آن بانوی مطهر و ثواب بی شمار زیارت آن معظمه ی دوران رسیده است و آن سه بزرگوار،
حضرت امام جعفر صادق(ع)،حضرت رضا (ع) و حضرت جواد(ع) می باشند.از زبان این بزرگواران
به طور صریح به زائران قبر شریفش وعده بهشت و رحمت الهی داده شده است.

از مظاهر لطف و رحمت الهی و از موجبات سرافرازی شیعه و افتخار
دلدادگان ولایت و امامت و خاندان طاهر و مطهر علی و آل علی(ع) این است که حرم شریف
این بانوی آسمانی و فاطمه ثانی در طول روز و پاسی از شب، از خیل زائران و دلدادگان
خالی نمی شود و جمعیت علاقه مندان با شوق فراوان در حرم مطهر و رواق های منور و مساجد
مقدس متصل به آن حرم نورانی، به زیارت آن معظمه، دعا، عبادت و راز و نیاز با خدا مشغول
اند و پیر و جوان و زن و مرد و عموم طبقات مردم خوشحال و مسرورند که به زیارت حضرت
معصومه (ع) موفق شده اند.

2.حضرت عبد العظیم حسنی (س)

آن بزرگوار با چهار واسطه نسب به حضرت امام حسن مجتبی(ع)
می رسد: ابوالقاسم عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابی
طالب(ع)

این امامزاده عالیقدر حضور مکرم سه نفر از ائمه طاهرین یعنی
حضرت جواد، حضرت هادی و حضرت عسکری(ع) را درک کرده و از فیض حضور آن حجت های الهی بهره
های وافر و فیض فراوان برده است.

حضرت عبدالعظیم روایات بسیاری از حضرت جواد و حضرت هادی(س)
نقل کرده است؛ او نزد آن بزرگواران محترم بود و او را بسیار دوست می داشتند.

حضرت عبدالعظیم از رواة و محدثین بزرگ شیعه و از علمای عظیم
الشان امامیه است.

در فضیلت زیارت آن بزرگوار همین بس که شخصی از اهل ری می
گوید: بر حضرت ابوالحسن«امام هادی(ع)» وارد شدم. حضرت فرمود: «کجا بودی؟» عرض کردم:
«به زیارت امام حسین(ع) رفته بودم.»

امام هادی فرمود:

اما انک لو زرت  قبر
عبدالعظیم عندکم لکنت کمن زار الحسین بن علی(ع)[8]

آگاه باش که اگر قبر عبدالعظیم را که در نزد خودتان«در شهر
ری» است زیارت می کردی مانند کسی بودی که حسین بن علی(ع) را زیارت کرده است.

3- سید امیر احمد بن موسی الکاظم«شاه چراغ»(ع)

نام مبارکش احمد و هم نام جد امجدش حضرت رسول اکرم(ص) است.
وی فرزند بلا واسطه حضرت موسی بن جعفر(ع) بوده و در این اعصار اشتهار کامل به شاه چراغ
پیدا کرده است. او در ایام مامون به شیراز آمده و در آنجا شهید شده است.

جنید شیرازی می نویسد: «او بسیار بزرگوار و کریم النفس و
با رأفت بود به طوری که هزار نفر بَرده را از عبید و اماء در راه خدا آزاد نمود.»

و این همان است که در بعضی از عبارات آمده که: «هزار مملوک
از مال خویش آزاد نمود.»[9]

 

و شیخ مفید فرموده: «احمد بن موسی سیدی کریم، جلیل، صاحب
ورع و مورد علاقه و محبت حضرت ابوالحسن موسی(ع) بود و حضرت، او را مقدم می داشت.»[10]

به هر حال آن بزرگوار دارای مقامی بس رفیع است و روضه ی منوره
و صحن و سرای آن بزرگوار همواره محل آمد و شد زنان و مردان و دلدادگان خاندان پیغمبر
است و زایران بسیاری از خود شیراز و شهرهای مجاور آن و بلکه شهرهای دور دارد و متوسلان
و ارباب حاجت در کنار قبر مطهرش به دربار الهی روی آورده و به برکت آن سید ابرار به
حوائج و مقاصد خود دست می یابند.

بعد از شهادت حضرت علی بن موسی الرضا(ع) احمد بن موسی و برادران
او که به عزم دیدار و ملحق شدن به امام رضا(ع) حرکت کرده بودند با شنیدن این خبر دردناک،
افسرده خاطر و شدیداً نگران شدند و بالاتر اینکه تحت تعقیب عوامل حکومت قرار گرفته
و یارانشان نیز پراکنده شدند. آن بزرگوار از چنگال دژخیمان، گریخته تا وارد شیراز شد
و در منزل یکی از دلدادگان اهل بیت عصمت و طهارت همین مکان که اکنون بقعه و بارگاه
منور اوست- پنهان گردید و شب و روز به عبادت مشغول بود تا یک سال گذشت؛ جاسوسان والی
فارس مکان او را شناسایی کردند و تعداد زیادی از عوامل حکومت برای دستگیری اش وارد
عمل شدند. آن بزرگمرد یک تنه با آنان مقابله می کرد و شجاعتی حیرت آور از خود نشان
داد تا هنگامی که برای استراحت تکیه به دیوار داده بود از پشت سر، ضربتی با شمشیر،
بر سر نازنینش وارد نمودند.

و از طرفی هم در همان حال، جمعی مشغول خراب کردن خانه بودند؛
از این رو بدن مبارکش زیر توده های خاک پنهان شد و بعد بر اثر دشمنی اعداء اهل بیت،
آن مکان، مرکز زباله ها گردید. این وضعیت تا اوائل قرن هفتم هجری که اتابک مظفر الدین
در مقام سلطنت فارس قرار گرفت، ادامه داشت. او مردی بسیار صالح بود و در تعظیم شریعت
و اهل شرع، سعی فراوان می نمود. امیر مقرب الدین از وزرا و مقربین او دستور داد برای
عمران و آبادی شهر، آن تل زباله دان را از میان بردارند و به جای خانه ای که خراب شده
بود عمارتی بزرگ برپا کنند. کارگران بسیاری مشغول انجام این کار شدند و زباله ها را
به خارج از شهر می بردند.

روزی در اثناء کار، جسد تازه مقتولی بدون اینکه تغییری یافته
باشد، با چهره ای بسیار زیبا و فرق شکافته پیدا شد. خبر به وزیر داده شد و بر حسب امر
او عده ای برای بررسی جریان آمدند و در دست آن جوان، حلقه انگشتری را مشاهده کردند؛
این جمله بر خاتم آن نقش بسته بود: « العزه لله احمد بن موسی»

با قرائن و شواهدی خصوصاً انگشتر، دانستند این جسد مطهر حضرت
احمد بن موسی برادر حضرت رضا(ع) است که بعد از حدود چهار صد سال این گونه سالم و با
طراوت باقی مانده است و این خود موجب استبصار جمعی از مردم که مخالف خادان پیغمبر بودند،
گردید.[11]

به هر حال، این امامزاده، بسیار عظیم الشان و والامقام است؛
فضائل و مناقب بی شمار او ایجاب می کند که همه از این کانون فضائل بهره مند شوند و
از راه دور و نزدیک به زیارت مرقد منور و روضه مطهر آن بزرگوار، مشرف گردیده و از انوار
او بهره مند شوند. مرحوم محدث قمی رضوان الله علیه می گوید: « این احقر در سنه
1319 در مراجعت از بیت الله الحرام از شیراز برگشتم و در آن بلده، تربت پاک او را زیارت
کردم و از باطن آن بزرگوار استمداد نمودم.»[12]

و به یاد دارم مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی رضوان الله
علیه کسالتی شدید پیدا کرده بودند. خانمی از نوادگان ایشان در آن ایام برای دیدن خویشاوندان
و نزدیکانش،عازم شیراز بود و برای خداحافظی به حضور ایشان رفته بود. معظم له وجهی داده
و امر فرموده بودند آن را در حرم حضرت شاه چراغ به مصرف برساند و شفای ایشان را بخواهد.

4- حضرت سید امیر محمد عابد

در فاصله بسیار نزدیکی از بقعه مبارکه شاه چراغ، بقعه منور
برادر ایشان حضرت سید امیر محمد قرار دارد. اکنون که صحن های این دو بزرگوار یکدست
شده و به صورت صحنی بسیار بزرگ و با عظمت در آمده قبه و بارگاه شاه چراغ یک طرف صحن
و قبه و بارگاه برادرش حضرت سید امیر محمد طرف دیگر صحن قرار دارد. او همسفر با حضرت
شاه چراغ بوده و امامزاده ای بسیار جلیل القدر وعظیم المنزله است.

در کثرت عبادت و بندگی خداوند، اشتهار دارد، همواره با وضو
و طهارت و در حال نماز بود. شب ها مشغول نماز بود و چون از نماز فارغ می گشت ساعتی
استراحت می کرد؛ دگر بار از خواب برمی خاست و مشغول طهارت و نماز می گردید و به همین
منوال بود تا صبح، طالع می شد.

هاشمیه کنیز رقیه دختر موسی بن جعفر(ع) گفته است: من هیچگاه
محمد را دیدار نکردم، مگر اینکه این آیه از کتاب خدا را به یاد می آورم:

 

کانوا قلیلاً من الیل ما یهجعون[13]
[14]

آنها- متقین- کمی از شب را می خوابیدند.

این امامزاده بزرگوار در کثرت عبادت و مناجات با خدا به جایی
رسیده بود که به محمد عابد، اشتهار پیدا کرده بود. وی به عنوان نیایشگر و عابد دوران
خویش شناخته می شد و در شب زنده داری سرآمد اقران بود.او در نهایت، در شیراز به آباء
طیبین خود پیوست و نزدیک قبر برادرش حضرت شاه چراغ، مدفون گردید.

زیارت معصومین و امامن اهل بیت(ع)

بالاترین، ارزنده ترین و پرفضیلت ترین زیارت ها زیارت معصومین
پاک و امامان از آل محمد(ع) است. زیارت پیامبر بزرگواراسلام و زیارت دخت گرامی آن حضرت
و ائمه اهل بیت و خاندان مطهررسول الله از بهترین وسائل الی الله تعالی است و با برکت
ترین زیارت ها از نظر آثار، فوائد و نتایج به شمار می آید.

زیارت ائمه اطهار از بهترین ذخایر شیعه است. حرکت دلدادگان،
از بلاد دور و نزدیک، به عزم زیارت امامان معصوم و واجب الاطاعه را با زیارت کسانی
که پیش از این در فصل های جداگانه ذکر کردیم نمی توان مقایسه کرد. زیارت این بزرگواران
از همه بالاتر و با اهمیت تر است و همچنان که نمی توان شخصیتی و یا شخیصی را با آنان
مقایسه و موازنه نمود، نمی توان زیارت هیچ کس حتی مومنان پرهیزکار و با تقوا، عالمان
فرهیخته و خدمتگزار و شهیدان گلگون کفن و آغشته به خون را با زیارت آنان مقایسه کرد.

زیرا در نسبت با زیارت مومن، حضرات معصومین، عصاره ایمان
و روسای اهل ایمان به شمار می آیند.در نسبت با زیارت عالم و علماء(ع) علمای آل محمدند.   

و از طرفی امامان معصوم، روسای علما و معلم عالمان پاک و
مرکز تغذیه علمی علمای دین هستند.

و در نسبت با شهدا، آنان اولاً خود شهیدند و ثانیاً مقتدای
شهیدان و امام شهیدان و الهام بخش شهیدانند و حیات امامان معصوم در جهان ابدی قوی تر
و بالاتر از حیات شهیدان است؛ زیرا علاوه بر جنبه شهادت، حجت بالغه الهی و اولیای خاص
خداوند بزرگ می باشند؛ در اذن دخول حرم های مطهره می خوانیم:

« واعلم ان رسولک و خلفاءک علیهم السلام احیاء عندک یرقون
یرون مقامی و یسمعون کلامی و یردون سلامی.»

و یقین می دانم که فرستاده و جانشینان تو(ع) نزد تو زنده
بوده و روزی داده می شوند، جایگاه مرا می بینند و سخن مرا می شنوند و سلام مرا حواب
می دهند.

آری! مرگ آنان نمی تواند رابطه شیعیان و دوستانشان را از
آن ذوات مقدسه قطع کند بلکه همواره این رشته مقدس باقی و این حبل الهی برقرار است و
این اتصال و پیوند، پیوسته مصون و محفوظ می باشد.

بنابراین زیارت امامان معصوم به دیدار آنان رفتن، کنار قبر
شریف و در زیر قبه مبارکه آن عزیزان بارانداختن، ارتباط مستقیم با آنها برقرار نمودن،
با آن ذوات مقدسه راز دل گفتن و سر برآستان آن عزیزان خدا نهادن است بلکه تنها اظهار
کردن راز و غم درون نمودن نیست که رد و بدل شدن سخنان و گفت و شنود است؛ سلام کردن
و پاسخ شنیدن و مورد توجه و لطف ولی خدا قرار گرفتن است.

فصل دوم

نقش زیارت و آثار و برکات آن

آیه مودّت

کسانی که با قرآن کریم در ارتباط هستند و با مفاهیم عالیه
ی آن آشنا می باشند، می دانند که خداوند در این کتاب آسمانی مردم مسلمان و علاقه مندان
به دین را به مودت ذوی القربی و نزدیکان پیغمبر اکرم(ص) فرا خوانده، آن را به صورت
موکد بر مردم لازم گردانیده و این موضوع را مزد رسالت پیامبر اکرم(ص) قرار داده است:

قل لا اسالکم علیه اجراً الا الموده فی القربی[15]

بگو – ای پیامبر! – من از
شما بر رسالتم درخواست هیچ اجر و پاداشی نمی کنم، جز دوست داشتن نزدیکان و اهل بیتم.

مودت و محبت نسبت به خاندان پیغمبر و اهل بیت رسول خدا امری
مستمر است، در هر عصری و زمانی جریان دارد و اختصاصی به زمان حیات آن بزرگواران ندارد
بلکه در دوران وفات و ارتحالشان نیز جاری است. از مظاهر مودت و دلدادگی به حضرات معصومین(ع)
این است که انسان از دور یا نزدیک قبر شریف آن عزیزان الهی بشتابد؛ کنار مرقدشان عرض
ادب کند و نسبت به آن ذوات مقدسه و مظاهر رحمت واسعه الهیه ادای تعظیم و احترام بنماید.

البته جالب ترین و پرالهام ترین عرض ادب و ابراز مودت، خواندن
همان زیارت نامه هایی است که در کتاب ها ثبت و ضبط شده است و بوی وحی می دهد و چون
از آثار الهامات غیبیه است به دور از گزاف گویی و اغراق سرایی است.

 

زیارت امامان یا وفاداری به پیمان امامت

یکی از نقش های سازنده و پرارزش زیارت،وفاداری انسان، به
عهد و پیمان ولایت و امامت است.

پیشوای هشتم شیعه حضرت ابوالحسن علی بن موسی الرضا(ع) می
فرماید:

ان لکم امام عهداً عنق اولیائه و شیعته و ان من تمام الوفاء
بالعهد و حسن الاداء زیارة قبورهم فمن زارهم رغبة فی زیارتهم و تصدیقاً بما رغبوا فیه
کان ائمتهم شفعاوه یوم القیامه[16]

برای هر امامی عهد و پیمانی برگردن دوستان و شیعیان اوست
و به یقین از تمام وفای به آن عهد و پیمان، و نیکو ادا کردن آن، زیارت قبور آنان است؛
پس کسی که از روی رغبت و شوق و علاقه مندی و برای 
تصدیق آنچه را که در آن رغبت دارد آنان را زیارت کند، امامان، شفیعان در روز
قیامت، خواهند شد. بنابراین کسی که قبر مطهر امامی از امامان را زیارت کند، عهد و پیمان
دوستی با آن امام را به خوبی وفا کرده؛

 مراتب صفا و صمیمیت خود را با آن بزرگوار ابراز
داشته و رسالت خود را نسبت به آن حجت الهی به منزل رسانیده است و امامان بزرگوار در
روز قیامت به شفاعت او بر می خیزند؛ از مشکلات و گردنه های صعب العبور روز رستاخیز
نجاتش خواهند داد؛ برای رهایی او از آتش دوزخ و عذاب الهی وساطت نموده و زبان به شفاعت
وی خواهند گشود. این همه سعادت و برکت و خیر از آثار و نتایج زیارت قبر امامان معصوم
است.

 

 

زیارت یا اقتدا به معصومین پاک

زیارت امامان معصوم و حجت های الهی و رفتن به سوی قبر آن
عزیزان و مقربان دربار الهی نوعی اقتدا و پیروی از خود آن بزرگواران و آن انوار باهره
ی الهی است؛ زیرا در حالات آنان مکرراً نقل شده که به این عمل عنایت داشتند و زیارت
قبر معصومی از معصومان و امامی از امامان را انجام می دادند که به نمونه هایی اشاره
می کنیم.

1- در حالات حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا(ص) نقل شده که
در رثای پدر بزرگوار و عالیقدر خود، حضرت خاتم الانبیاء(ص) می خواندند:

اذا ضاق صدری زرت قبرک باکیا                انـوح و ابکــی لا اراک مجــاوبـی

           فیــا ســاکن الغبراء علمتــنی البکاء                و ذکــرک انسانی جمیــع المصائب[17]

هنگامی که سینه ام به تنگ می آید با گریه و زاری به زیارت
قبر تو می شتابم، نوحه سرایی می کنم و می گریم ولی تو را نمی بینم که جوابم را بدهی.
پس ای که در دل خاک منزل گرفته و آرمیده ای، تو گریه را به من آموخته ای و یاد تو همه
ی مصائب را از یادم برده است.

از ظاهر عبارات این مرثیه ی جانسوز استفاده می شود، که بانوی
اسلام آن را در کنار قبر پدر بزرگوار خود رسول الله(ص) انشاء کرده و می خواندند.

2- در حالات حضرت امام حسن مجتبی(ع) آمده که:

ان الحسین بن علی کان یزور قبر الحسن بن علی(ع) کل جمعه[18]

امام حسین(ع) عصر هر جمعه قبر برادرش امام حسن(ع) را زیرات
می کرد.

3و4– حضرت امام زین العابدین و حضرت امام محمد
باقر(ع) از مدینه به عراق آمده و قبر مطهر حضرت امیر المومنین(ع) و حضرت امام حسین(ع)
را زیارت کرده اند.

حضرت باقر(ع) می گویند:« وقتی آن حضرت علی بن الحسین(ع) برای
زیارت امیر المومنین(ع) رو به عراق رفت من هم با او بودم و صاحب روح دیگری جز دو شتر
با ما نبود. هنگامی که از بلاد کوفه به نجف رسید و در مکان مخصوص«کنار قبر شریف» جا
گرفت شروع به گریه کرد به طوری که محاسنش از اشک چشمانش تر شد. آن گاه گفت:

السلام علیک یا امیر المومنین و رحمه الله و برکاته السلام
علیک یا امین الله فی ارضه و حجته علی عباده...

آن گاه گونه ی خود را بر قبر نهاد و گفت:

اللهم ان قلوب المخبتین الیک و الهه و سبل الراغبین الیک
شارعه... .»[19]

جابر می گوید: امام باقر(ع) به من فرمود:« هیچ کس از شیعیان
ما نزد قبر امیر المومنین(ع) یا نزد قبر امام دیگری این کلام را نمی گوید و این دعا
را نمی خواند جز اینکه دعای او از نردبان هایی از نور بالا برده می شود سالم و محفوظ
است تا به قائم آل محمد(ع) تسلیم گردد و این عمل با بشارت، تحیت و کرامت، صاحبش را
ملاقات خواهد کرد.»[20]

5- ابن قولویه نقل کرده که اسحاق بن جریر گفته امام صادق(ع)
به من فرمود:« آن دورانی که در حیره نزد ابوالعباس بودم هنگام شب نزد قبر امیر المومنین(ع)
که در ناحیه نجف و متمایل به جانب غری نعمان بود می رفتم؛ نماز شب را در آنجا به جا
می آوردم و پیش از اینکه فجر، طالع شود از آنجا برمی گشتم.»

آری! امام صادق(ع) در زمانی که قبر حضرت امیر المومنین مخفی
بود و زیارت آن آزاد نبود بلکه خطر جدی هم ایشان را تهدید می کرد، زیارت آن قبر شریف
را ترک نمی کردند.

ابن قولویه قمی رضوان الله علیه از محمد بن مسعود نقل می
کند: امام صادق(ع) را دیدم که آمدند تا به قبر رسول الله(ص) رسیدند و پس دست خود را
بر روی قبر پیامبر نهاد و فرمود:

اسال الله الذی اجتباک و اختارک و هداک و هدی بک ان یصلی
علیک

از خداوندی که تو را برگزید و انتخاب نموده و هدایت فرمود
و امت را به وسیله تو هدایت کرد درخواست می کنم که بر تو درود بفرستد.

سپس فرمود:

ان لله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا
علیه و سلموا تسلیما[21]
[22]

به تحقیق خداوند و فرشتگان او بر پیامبر درود می فرستند.
ای کسانی که ایمان آورده اید! بر او درود بفرستید و سلام و تسلیم کامل خود را به او
تقدیم بدارید.

زیارت، عامل آشنایی بیشتر و عمیق تر با امامان

یکی از آثار حسنه و از جمله برکات برجسته ی زیارت خادندان
عصمت و طهارت(ع) آشنایی بیشتر با صاحبان آن قبور منور و مدفونین در آن بقعه های مطهر
است. انسان زائر هر چند شناختی اجمالی از آن ذوات مقدسه و انوار الهی و آسمانی دارد
ولی نوعاً با انجام مراسم زیارت و ورود در آن روضه های مبارک شناخت تازه ای پیدا می
کند؛ خصوصاً اگر زیارت نامه های مخصوص و ماثور را قرائت کند، جایگاه اصلی و مقام رفیع
و شایسته و شان والای آنان را پیدا خواهد کرد و اگر آن عبارات عالیه و جملات دلنشین
و روح افزا را با توجه و تدبر بخواند شناختی پیدا می کند که هرگز دل از آنان برنمی
کند و به هیاهوها، زرق و برق ها و ادعاهای آمیخته به گزاف گویی و دروغ دیگران توجه
نخواهد کرد؛ زیرا قسمت عمده و اهرم اصلی دور افتادن گروهی از مردم از علی و آل علی(ص)
همین عدم شناخت صحیح از آن عزیزان خداست وگرنه چه کسی و کدام عاقل خردمندی می تواند
از آنان جدا شود؟

تـو به تاریکــی علـی را دیـده ای          زیـن سبب غـیری بر او بـگزیده ای

آری! هر بار که انسان موفق به زیارت این حجت های باهره الهی
می شود گامی به سوی معرفت مقام والای آنان فراتر می گذارد. روضه منوره ی هر کدام باحال
و هوای مخصوص خود، اثری مخصوص در انسان دارد. صحن ها و رواق های هر کدام از آنها تاثیری
بسزا دارد و حتی مدفن پاک آن امامان محبوب و عزیزی که دارای بقعه، بارگاه، صحن و سرا
نیستند در شرایط خاصی که دارند، یادآور نکات و مطالب بیشماری هستند. و در عین همان
سکون و سکوت بهت انگیزی که به وسیله دشمنان دین و متعصبان معاند به وجود آمده، صدها
و هزارها حکایت را یادآوری می کنند.

آری! حالات زایران، رفت و آمد، تضرع و زاری آنان, توسل و
دلدادگی آنها و دشواری هایی که در اثناء راه و حتی در خود محل زیارتی، برای زیارت قبر
امام معصوم خود، مشاهده می کنند و با آن مواجه

/ 0 نظر / 18 بازدید