حکایت آفتاب (نگاهی کوتاه به زندگی امام رضا (ع))

ایران اسلامی برخود
می بالد که افتخار میزبانی پاره تن رسول الله (ص) و عالم آل محمد (ص) و قبله حاجات
و هشتمین امام معصوم را دارد و همه ساله پذیرای میلیون ها مشتاق و زائر دلباخته آن
امام رئوف است که از سراسر عالم اسلام به پای بوسی ایشان می آیند.

و به برکت این
امام همام ، فیوضات الهی به تمامی دوستداران اهل بیت و به ویژه پیروان و شیعیان آن
حضرت سرازیر می گردد و این قطعه از سرزمین خراسان، پاره ای از بهشت است که بر عالم
ملکوت افتخار می کند و همواره مورد نظر کروبیان عالم بالاست همان گونه که کانون عشق
و توجه و هدایت اهل زمین است، و ملائکه الهی در آن مرقد شریف همراه زائران مشتاق او،
در گرداگرد وی در رفت و آمد هستند.

و چه آثار و برکات
عظیم و شگفتی که خداوند به جهت این امام همام و زیارت آن حضرت ، نصیب زائران و دوستان
ایشان می گرداند.

زیارت امام رضا(ع)
و حضور سیل آسای مشتاقان در آن بارگاه ملکوتی ، همواره روح دین و معنویات و تذکر و
تذکر به آخرت و توجه به خداوند و توجه و فرامین او را در دل ها و جامعه اسلامی ، تقویت
می کند و مردم مشتاق ، در آن فضای پاک و سرشار از نور امامت و ولایت، احساس آرامش و
طهارت و صفا می کنند ،حوائج خود را عرضه می دارند و از عنایت الهی به واسطه آن امام
همام چه بهره ها که نمی برند.

از این روی شایسته
است جهت هر چه بهتر و بیشتر شدن بهره وری از این زیارت، توجه مشتاقان را به مختصری
از زندگانی و صفات ارزنده آن امام همام جلب کنیم تا با معرفت بیشتر به زیارت بپردازند
و از این راه بیش از پیش ، مورد عنایت الهی و حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیه
آلاف التحیه ی والثناء قرار گیرند.

فهرست تاریخچه زندگانی
حضرت رضا(ع)

 نام مبارک: علی

نام پدر : امام
موسی بن جعفر (ع)

 نام مادر: جناب نجمه یا تکتم

کنیه حضرت: ابوالحسن

لقب حضرت: رضا

تاریخ تولد:
11ذی قعده سال148(ه.ق)

محل تولد: مدینه
منوره

فرزند: حضرت امام
محمد تقی (ع) ، البته در مورد این که آیا فرزندان دیگری داشته اند اختلاف است.

حاکمان زمان حضرت:
منصور دوانیقی، مهدی عباسی، مادی عباسی، هارون الرشید ، محمد امین، مأمون عباسی

تاریخ ولایت عهدی:
رمضان سال201(ه.ق) به اجبار مأمون

مدت عمر حضرت بنابر
مشهور :55سال

تاریخ شهادت: آخر
ماه صفر 203(ه.ق)

قاتل حضرت: مأمون
عباسی به وسیله زهر

مرقد حضرت: مشهد
مقدس رضوی که شهرت جهانی دارد.

تاریخ ولادت حضرت
رضا(ع)

ولادت آن امام
همامرا مشهور محدثان و مورخان در 11 ذی قعده سال 148 دانسته اند و این همان سالی است
که حضرت صادق (ع) از دنیا رحلت کردند ولی برخی نولد حضرت رضا (ع) را پنج سال بعد از
رحلت حضرت صادق (ع) نگاشتند.

مادر بزرگوار حضرت
رضا (ع)

مادر بزرگوار ایشان
بانویی مکرمه به نام نجمه یا تکتم است، وی پس از ولادت حضرت رضا (ع) طاهره – پاکیزه-
نام گرفت.

وی بانویی عفیف
و خردمند و از اشراف عجم بوده است.

در روایت است که
جناب تکتم مادر حضرت رضا (ع) گفت: پرسیدند: آیا شیر کم است؟ نه، ولی من اذکار و نمازهایی
دارم که پس از تولد ایشان از آن کاسته شده است.

فرزندان امام رضا
(ع):

در میان مورخان
و محدثان در مورد تعداد فرزندان حضرت رضا (ع) اختلاف است، بسیاری حضرت جواد (ع) را
تنها فرزند حضرت رضا (ع) می دانند همانند شیخ مفید قدس سره ولی برخی فرزندان دیگری
برای حضرت شمرده اند ، از جمله دختری به نام فاطمه ی ولی برخی روایات تک

فرزندی حضرت را
تأیید می کند؛ مردی به نام حنان بن سدیر گوید: به حضرت رضا (ع) عرض کردم: آیا می شود
امام بدون فرزند و جانشین باشد؟ حضرت فرمود: نه، و بدان که مرا جز یک فرزند نخواهد
بود، ولی خداوند به او فرزندان فراوانی عطا میکند.

ولادت با سعادت شمس
الشموس علی بن موسی الرضا(ع)

مادر بزرگوار آ؛ن
حضرت جناب  نجمه گوید: من هنگام بارداری به
پسرم علی، احساس سنگینی نمیکرد، به هنگام خواب از درون خود ، صدای ذکر خداوند می شنیدم
به گونه ای که هراسناک می شدم، چون او را به دنیا آ؛وردم دست و پا را بر زمین نهاد
و سر به آسمان گرفت و مانند کسی که سخنی می گوید، لب هایش حرکت می کرد.

حضرت موسی بن جعفر
(ع) چون فرزند خویش را دید ، فرمود: هنیئاً لک یا نجمه ی کرامه ی ای نجمه ، بزرگداشت
خداوند گرامیت باد. سپس نوزاد را در پارچه ای سفید پوشانده به حضرت داد، حضرتش در گوش
راست فرزند خویش اذان و در گوش چپ وی اقامه گفت و آب فرات طلبید و با آن از او کام
برداشت و به مادرش فرمود: خذیه فانه بقیه الله تعالی فی ارضه بگیر او را که او باقی
مانده الهی در زمین خداوند است.

امام صادق(ع) در
آرزوی دیدار امام رضا(ع)

حضرت موسی بن جعفر
(ع) به فرزندان خویش می فرمود:

این برادر شما
علی بن موسی ، عالم آل محمد (ص) است، در مورد دین خود از او بپرسید و آن چه می گوید
حف کنید ، من از پدرم جعفر بن محمد بارها شنیدم که به من می گفت: ان عالم  آل محمد لفی صلبک و لیتنی ادرکته فانه سمی امیر
المؤمنین علی یعنی عالم آل محمد (ص) در نسل توست ، ای کاش من او را می دیدم، او همنام
امیر المؤمنین علی (ع) است.

در روایت متعددی
از پیامبر اکرم (ص) و امیر المؤمنین و حضرت صادق (ع) به وجود آن امام همام اشاره کرده
است و در آنها به شهادت مظلومانه ایشان و مرقد شریف آن حضرت در خراسان و ثواب فوق العاده
زیارت ایشان اشاره شده است که در فصل شهادت حضرت ذکر خواهد شد.

 چرا حضرت رضا(ع) را رضا نامیدند؟

بزنطی که از بزرگان
اصحاب رضا(ع) و امام جواد(ع)عرض کردم : گروهی از مخالفان شما می پندارند که مأمون به
پدر شما لقب رضا را داده است چون ایشان را برای ولایت عهدی خویش پسندیده است، حضرت
جواد(ع) فرمود: به خدا قسم دروغ می گویند و گناه می کنند، بلکه خداوند تبارک  تعالی او را رضا نامید زیرا وی پسندیده خداوند عزوجل
در آسمان و پسندیده رسول او و ائمه از او (ع) در زمین بود.

پرسیدم: مگر تمامی
پدران گذشته شما چنین نبوند؟ فرمود: آری . گفتم: پس چرا پدر شما در میان ایشان رضا
نامیده شد؟ فرمود: چون مخالفان او نیز به او رضایت دادند همانند دوستان او، و این امر
برای هیچ یک از پدرانش رخ نداد به این جهت آن حضرت در میان ایشان رضا نامیده شد.

و مؤید همین مسأله
است آن که سلیمان بن حفص گوید: موسی بن جعفر (ع) فرزندش علی را رضا می نامند و ( چون
می خواست از حضرت یاد کند) می فرمود فرزندم را رضا صدا بزنید ، به فرزندم رضا گفتم،
فرزندم رضا به من چنین گفت.

 

 

دوران کودکی و جوانی
حضرت رضا(ع)

تاریخ در مورد
زندگانی ائمه (ع) در کودکی و جوانی تا حد بسیاری سکوت کرده است، زیرا که تاریخ نویسان
به حوادث پر آوازه یا افرادی که مورد توجه عموم باشند علاقه مند هستند.

نه افراد بی ادعا
و به دور از جنجال و سر و صدا ، به ویژه در مورد اهل بیت (ع) که بنای حکومت بر مهجور
کردن آنان بوده و دانشمندان آن زمان نیز به جهت مخالفت مذهبی سعی در کمرنگ کردن نقش
آنها داشتند.

این امر سبب شده
است که نسل های آینده از اطلاعات مربوط به زندگانی اهل بیت (ع) قبل از امامت ، تا حد
زیادی محروم بمانند.

آن چه در تاریخ
آمده است آن که حضرت رضا(ع) در کودکی به شدت مورد توجه پدر گرامی خویش بود، یکی از
یاران موسی بن جعفر (ع) به نام مفضل گوید: نزد حضرت رفتم، دیدم فرزندش علی در دامن
اوست حضرت او را می بوسید و زبان وی را می مکید ، او را بر دوش خود می نهاد و به خود
می چسباند و می فرمود:

پدرم به فدایت!
چه خوش بویی ، چه خلق تو پاکیزه و فضل تو آشکار است.

عرض کردم: فدایت
شوم، در دلم نسبت به این کودک، چنان محبتی افتاد که برای هیچ کس جز شما نیافتاده است

حضرت فرمود: ای
مفضل، او نسبت به من، مثل من است نسبت به پدرم ، فرزندانی که برخی از برخی هستند و
خداوند شنوا و داناست.

عرض کردم: آیا
او صاحب این امر بعد از شماست؟ فرمود: آری هر که از او اطاعت کند به حق رسیده است و
هر که او را نافرمانی کند کافر شود.

و گاهی می فرمود:
علی، بزرگترین فرزندم، از همه بیشتر نسبت به سخن من شنوا و فرمانبردار است او با من
به جعفر و جامعه ( که دو کتاب مهم از منابع علوم اهل بیت (ع) است) نگاه می کند، و در
آن جز پیامبر و وصی او نمی نگرد.

مرجعیت دینی حضرت
رضا(ع) در جوانی

 حضرت رضا(ع) در جوانی چنان از فضیلت و دانش برخوردار
بود که مرجع مردم بود و حضرت کاظم(ع) مردم را به ایشان ارجاع می داد و می فرمود: نوشته
پسرم نوشته من است ، سخنش سخن من و فرستاده او فرستاده من است ، هر چه بگوید همان حق
است.

روزی شخصی به حضرت
کاظم(ع) عرض کرد:سؤالی دارم. حضرت فرمود: از امام خود بپرس . پرسید: منظور شما کیست؟
من به جز شما امامی نمی شناسم! حضرت فرمود:او پسرم علی است، من کنیه خودم- ابوالحسن-
را به او بخشیده ام.

ابن حجر از علما
عامه گوید: کان یفتی فی مسجد رسول الله (ص) و هو ابن نیف و عشرین سنه یعنی حضرت رضا(ع)
در حالی که بیست و چند سال بیشتر نداشت در مسجد رسوا الله (ص) فتوا می داد.

ذهبی یکی دیگر
از علمای عامه گوید: حضرت رضا(ع) در ایام مالک بن انس یکی از فقهای اربعه اهل سنت – در حالی
که جوان بود فتوا میداد.

عظمت والای حضرت رضا(ع)
در پیشگاه الهی

حضرت جواد(ع) می
فرماید: یکی از اصحاب حضرت رضا(ع) بیمار شد( و در حال اختصار بود) حضرت (ع) به عیادت
ایشان آمد و از او پرسید: چگونه ای؟ گفت: حالم به شدت وخیم است ، مرگ را می بینم، حضرت
فرمود:مرگ را چگونه یافتی ؟ گفت: بسیار سخت و دردناک.

حضرت فرمود:این
در آغاز است و برخی از حالات خودش را به تو نشان داده است. مردم دو گروهند: گروهی با
مرگ راحت می شوند و گروهی مردم از دست آنها راحت می شوند . ایمان به خدا و به ولایت
را تجدید کن(اقرار به شهادتین و ولایت کن) تا راحت شوی.

آن مرد انجام داد،
سپس گفت: ای پسر رسول خدا (ص) اینک فرشته های پروردگارم با درود ها و تحفه ها بر شما
سلام می کنند و مقابل شما ایستاده اند، اجازه بده بنشینند.

حضرت فرمود: ای
ملائکه پروردگار، بنشینید. سپس حضرت به آن مریض فرمود: از ملائکه بپرس آیا آنها دستور
دارند که در حضور من بایستند؟

مریض پرسید: آنها
گفتند: اگر همه فرشته های خداوند در حضور شما باشند، به احترام شما خواهند ایستاد و
تا شما اجازه ندهید نخواهند نشست، خداوند به آنها این چنین دستور داده است .

سپس در حالی که
ان مریض چشم هایش را بسته بود گفت: سلام بر تو ای سفیر الهی این شمایی که در مقابل
من متمثل هستی با حضرت رسول(ص) و دیگر ائمه (ع) و سپس جان داد.

بگو صلی الله علیه

شیخ صدوق رحمه
الله روایت کند که مردی از صالحان ، پیامبر (ص) را در خواب دید و عرض کرد: یا رسول
الله (ص) کدامیک از فرزندان شما را زیارت کنم؟ حضرت فرمود: برخی از فرزندانم نزد من
می آیند در حالی که مسموم است و برخی در حالی که کشته شده اند؟ عرض کردم:با این همه
پراکندگی مکآن های ایشان، من کدامیک را زیارت کنم؟

حضرت فرمود: آن
که به تو نزدیک تر است و در سرزمین غربت مدفون است، عرض کردم. رضا را می گویید؟ پیامبر(ص)
فرمود بگو: صلی الله علیه ، بگو صلی الله علیه، صلی الله علیه.

سیره عبادی حضرت رضا(ع)

عنایت و عبادت
و وقت نهادن برای عبادت ها و اذکار و ادعیه خاص در شبانه روز یکی از برنامه های اهل
بیت (ع) بوده است که هرگز با وجود مراجعات مردم و تدریس و اشتغالات و گرفتاری های گوناگون
از آن غافل نبوده اند و این درس بزرگی است برای پیروان ایشان.

اینک به پاره ای
از سیره عبادی حضرت رضا(ع) می پردازیم.

1. بعد از نماز
صبح به سجده می رفت و تا طلوع آفتاب در سجده بود.

2. گاهی که فرصت
و فراغتی می بود در شبانه روز هزار رکعت نماز می خواند.

3. بعد از نماز
همواره سجده شکر به جا می آورد.

4.چنان با قرآن
مأنوس بود که همه سخن و پاسخ و مثال های او قرآنی بود.

5. در هر سه روز
یک ختم قرآن می کرد و می فرمود: اگر بخواهم در کمتر از این ختم می کنم، ولی به هر آیه
ای می رسم تأمل می کنم که در کجا و چه زمانی نازل شده است.

6. خوابش در شب
اندک بود و بیشتر شب ها را شب زنده داری می کرد.

7. بسیار روزه
می گرفت و روزه سه روز در هر ماه از او فوت نمی شد.

8. در دعاهای خویش
اول صلوات می فرستاد و ذکر صلوات را در نماز و غیر نماز بسیار می گفت.

9. شب در بستر،
زیاد قرآن می خواند و چون به آیه ای مربوط به بهشت و جهنم می رسید ، بسیار می گریست
.

10. همه اوقات
به ذکر خدا مشغول بود و بیش از همه از خداوند واهمه داشت.

برنامه عبادی حضرت
رضا(ع) در سفر خراسان

رجاء ابن ضحاک
از کارگزاران دولت عباسیان و در زمان مأمون ریاست دیوان عالی مالیاتی را بر عهده داشت.
که مأموریت داشت حضرت رضا(ع) را از مدینه به مرو نزد مأمون ببرد.و مراقب حضرت باشد
و ایشان را از مسیر بصره و اهواز و فارس حرکت دهد، نه از مسیر قم، گوید: من از مدینه
تا مرو با حضرت بودم به خدا سوگند مردی را همانند او در تقوا و زیادی یاد خدا در همه
زمان ها و شدت ترس از خداوند ندیدم. عادت ایشان چنین بود که بعد از نماز صبح در محل
نماز می نشست و به ذکر سبحان الله و الحمد الله و الله اکبر و لا اله الا الله و صلوات
بر پیامبر و آل او مشغول می شد تا طلوع آفتاب ، آنگاه به سجده می رفت و آنقدر به درازا
می کشید تا روز بلند می شد. سپس سر بر می داشت و با مردم سخن می گفت و آنها را موعظه
میکرد و تا نزدیک ظهر، دوباره وضو می گرفت و به محل نماز خود بر می گشت و بعد از خواندن
هشت رکعت نافله هر- با کیفیت خاصی که در نقل آمده است- اذان و اقامه می گفت و نماز
ظهر را به جا می آورد . بعد از نماز، تسبیح و حمد و تکبیر و  لا اله الا الله می گفت تا مدتی، سپس سجده شکر به
جا می آورد و در آن صد بار می گفت: شکرالله ، آنگاه هشت رکعت نافله عصر را- با کیفیت
خاصی- می خواند و سپس به نماز عصر مشغول می شد و بعد از نماز تسبیح و حمد و تکبیر و
لا اله الا الله می گفت تا مدتی.

سپس به سجده می
رفت و صد مرتبه می گفت: حمد الله ، پس از غروب آفتاب نیز وضو می گرفت و اذان و اقامه
می گفت و نماز مغرب را می خواند و پیش از رکوع رکعت دوم، قنوت می خواند، و بعد از نماز
تا مدتی تسبیح و حمد و تکبیر و  لا اله الا
الله می گفت. سپس سجده شکر می کرد و آنگاه بدون آن که یا کسی سخن گوید چهار رکعت نافله
مغرب را با دو سلام و با قنوت بجا می آورد.

پس از آن تا مدتی
تعقیبات نماز می خواند و آنگاه افطار می کرد، و چون یک سوم از شب حدودأ می گذشت بر
می خاست و نماز عشا را می خواند و سپس در محل نماز مدتی می نشست و ذکر خدا می گفت و
ذکر «حمد و لا اله الا الله» می گفت و بعد از خواندن تعقیبات و سجده شکر به بستر می
رفت.

و چون یک سوم آخر
شب می شد از بستر با تسبیح و حمد و تکبیر و لا اله الا الله و استغفار بر می خاست و
مسواک می زد، وضو می گرفت و یازده رکعت نماز شب به جا می آورد – با کیفیت
خاصی که در نقل آمده است – و بعد از نماز شب برای تعقیبات می نشست
و نزدیک طلوع فجر، دو رکعت نافله فجر می خواند و چون طلوع فجر میشد، اذان و اقامه می
گفت و دو رکعت نماز صبح را به جا می آورد و بعد از سلام تا طلوع آفتاب تعقیبات می خواند،
آنگاه دو سجده شکر به جا می آورد تا روز بالا آید...   .

در هر شهری که
ده روز قصد ماندن می کرد، روزها روزه می گرفت و چون شب می شد، قبل از افطار، نماز می
خواند و اگر قصد ماندن نداشت، نمازهای واجب را دو رکعت می خواند مگر مغرب، ایشان نافله
مغرب و نماز شب و دو رکعت فجر را نه در سفر و نه در حضر ترک نمی کرد ولی نافله های
روز – ظهر و
عصر – را در
سفر ترک می کرد و بعد از هر نمازی که شکسته می خواند سی بار تسبیحات اربعه می گفت و
می فرمود: این برای کامل شدن نماز است...  
.

در سفر هیچ روزه
نمی گرفت و همواره در دعا ، ابتدا صلوات بر پیامبر و آل او می فرستاد و این صلوات را
در نماز و پس از نماز بسیاار تکرار می کرد.

شب ها که در بستر
بود، بسیار قرآن تلاوت می کرد و هر گاه به آیه ای کهیاد بهشت یا در آن بود می رسید
می گریست و از خداوند ، درخواست بهشت می کرد و به او از آتش پناه می برد.

حضرت در همه نمازها
بسم الله را بلند می گفت...

در هر شهری که
وارد می شد مردم نزد ایشان می آمدند و از معالم دین خود می پرسیدند و حضرت به ایشان
پاسخ می داد و احادیث بسیاری را به واسطه پدرانش از حضرت علی (ع) و از رسول الله (ص)
روایت می کرد.

وقتی حضرت را نزد
مأمون بردم و او را از من گزارش سفر را خواست و من حالات حضرت را برای او  گفتم،

گفت: آری ای پسر
ابی ضحاک، علی بن موسی بهترین اهل زمین و داناترین و عابد ترین ایشان است ، آنچه را
دیده ای به کسی مگو چون می خواهم فضل آن جناب از زبان من گفته شود که البته سرپوشی
است برای کتمان فضائل حضرت . و از خداوند کمک می جویم در نیتی که دارم به این که ارزش
او را بلند گردانم.

نماز اول وقت حضرت
رضا (ع)

حضرت رضا (ع) به
نماز اول وقت بسیار اهمیت می داد، چرا که نماز اول وقت رمز هوشیاری و دینداری و توجه
فرد مسلمان به خداوند و معنویات است و کسانی که مقید به نماز اول وقت باشند معمولا
از نظر دینی و معنوی در رتبه والائی قرار می گیرند.

در جلسه ای که
عمران صائبی دانشمند معروف آن زمان با حضرت رضا (ع) به گفتگو می پرداخت و بحث به جای
حساس رسیده بود، که ناگاه حضرت رضا (ع) از جای بر خاست و به مأمون -  که ناظر در جلسه بود – فرمود:
وقت نماز است؛ عمران گفتک قلبم نرم و آماده شده است ( برای پذیرش اسلام) پاسخ مرا قطع
نکن. حضرت فرمود: نماز می خوانم و بر می گردم.

در حدیث دیگری
ابراهیم بن موسی گوید: از حضرت رضا (ع) در خواستی کردم و حضرت  به من وعده اجابت داد تا آن که روزی حضرت  برای دیدار برخی علویون خارج شد در میان راه وقت
نماز شد حضرت – از مرکب – فرود آمد ، کسی جز من و ایشان نبود. به
من فرمود: اذان بگو، عرض کردم: صبر کنید تا اصحاب بیایند، فرمود: خدا تو را مشمول مغفرت
قرار دهد، نماز را از اول وقت به آخر وقت ، بی جهت به تأخیر نینداز، همیشه اول وقت
نماز بخوان. من اذان گفتم و نماز خواندیم. بعد از نماز عرض کردم: ای پسر پیامبر ، مدتی
است از وعده شما می گذرد و من نیازمندم، شما نیز گرفتارید و همیشه به شما دسترسی ندارم
در این هنگام حضرت رضا (ع)  دست مبارک بر زمین
زد و شمس طلایی را در آورد و فرمود: این را بگیر ، خداوند به تو برکت دهد، استفاده
کن و آنچه دیدی مخفی دار.

 آن مرد گوید: آن مال چنان برکت داشت که با آن هفتاد
هزار دینار خرید کردم و از بی نیاز ترین افراد در خراسان شدم.

سیره اجتماعی و
آداب معاشرت حضرت با مردم  

1. وقتی نزد مردم
می آمد برای ایشان خود را مرتب می کرد.

2. هرگز با زبان
کسی را نیازارد.

3. هرگز سخن کسی
را قطع نمی کرد.

4. هرگز حاجت آن
را که می توانست، ردّ نکرد.

5. در مقابل همنشین
خود، پای را دراز نمی کرد و مقابل وی تکیه نمی داد.

6. دیده نشد که
قهقهه بزند بلکه خنده حضرت تبسم بود.

7. به معطر کردن
خویش به ویژه هنگام حضور در جمع مردم علاقه داشت.

8. بسیار به دیگران
خدمت می کرد و صدقه می داد و این کار را بیشتر در شب های تاریک انجام می داد.

9. بسیار متواضع
بود؛ آورده اند روزی در حمام ، مردی که حضرت را نمی شناخت، به حضرت گفت: مرا کیسه بکش
، حضرت شروع کرد به کیسه کشیدن او، وقتی مردم ، حضرت را به او معرفی کردند بسیار عذر
خواست ولی حضرت ضمن دلداری به او به کیسه کشیدن ادامه داد.

10. به میهمان
بسیار احترام می گذاشت، روزی میهمانی نزد حضرت آمد و تا شب نزد حضرت ماند، در این هنگام
، چراغ منزل دگرگون شد آن مرد خواست چراغ را درست کند، ولی حضرت مانع شد و خود آن را
اصلاح نمود و فرمود: ما میهمان خود را به کار نمی گیریم.

جود و سخاوت حضرت
رضا (ع)

حضرتش در سخاوت
و عنایت به فقراء یگانه دوران بود. در روز عرفه ای تمام اموال خویش را بخشید، فضل بن
سهل گفت: این زیان و خسارت است، حضرت فرمود: هرگز چیزی را که با آن پاداش و بزرگواری
به دست آوردی زیان حساب نکن

روزی مردی به حضرت
گفت: به مقدار مروت خود به من عطا کن، حضرت فرمود:نمی توانم، گفت: به مقدار مروت من
به من عطا کن، حضرت فرمود: این را می توانم سپس دستور داد دویست دینار به او بدهند.

عنایت و توجه ویژه
حضرت رضا (ع) به نیازمندان

یکی از اموری که
در دین اسلام بسیار به آن تأکید شده است، مسأله توجه و کمک به نیازمندان و برآوردن
حوایج ایشان است به ویژه وقتی درخواست می کنند آیات قرآن و دستورات معصومان (ع) سرشار
از تأکید بر این نکته و بیان فضیلت و آداب خدمت به نیازمندان است.

مروری کوتاه بر
سیره  حضرت رضا (ع) انسان را با این حقیقت آشکار
می کند که حضرت عنایت ویژه ای به خدمت و کمک به نیازمندان داشته است.

معمر بن خلاد گوید:
حضرت رضا (ع) چون مشغول غذا خوردن می شد، رفی کنار سفره می نهاد و از بهترین غذای حاضر
جدا می کرد و دستور می داد به فقرا بدهند...

بزنطی که از اصحاب
خاص حضرت رضا (ع) است گوید: حضرت رضا (ع) در نامه ای به امام جواد (که در مدینه بودند)
فرمود ای ابا جعفر، به من خبر رسیده است که خدمتکاران تو را از درب کوچک بیرون میبرند
(تا مردم از تو تقاضا نکنند) این به جهت بخل آنهاست که می خواهند از تو خیری به کسی
نرسد، از تو می خواهم به حق من بر تو که ورود و خروج جز از درب بزرگ (اصلی ) نباشد،
وقتی بیرون میروی ، طلا و نقره – درهم و دینار که پول رایج آن زمان بوده
است – با خود
بردار و به هر که درخواست کند، عطا کن، به هر یک از عموهای خود که متقاضی احسان بود
کمتر از پنجاه دینار مده، بیشترش به اختیار توست ، و به هر یک از عمه هایت که متقاضی
احسان بود کمتر از  بیست و پنج دینار مده و
بیشترین به به اختیار توست ، من می خواهم با این کار ، خداوند تو را بلند گرداند، انفاق
کن و از صاحب عرش – خداوند – واهمه تنگی مدار.

حفظ آبرو و حیثیت
نیازمندان

حضرت رضا (ع) در
مجلس حاضر بود و عده زیادی نزد حضرت بودند و از احکام شرعی می پرسیدند ، ناگاه مردی
بلند قد و گندم گون وارد شد . سلام کرد و گفت: ای پسر پیامبر (ع) من از دوستان شما
هستم (از خراسان) به حج آمدم، آذوقه ام تمام و درمانده شدم ، اگر صلاح می دانی مرنا
روانه شهرم نما ، وقتی به وطنم رسیدم آنچه شما داده ای از جانب شما صدقه می دهم زیرا
مستحق صدقه نیستم . حضرت فرمود: بنشین، رحمت خدا بر تو ؛سپس به کار مردم پرداخت تا
آن که مجلس خلوت شد و سه نفر باقی ماندند. حضرت از آنها اجازه گرفت و به اندرونی رفت،
پس از مدتی آمد و بدون آن که خود را نشان دهد دست مبارک را از بالای درب خارج کرد و
فرمود:آن مرد خراسانی کجاست؟ عرض کردم: اینجا هستم. فرمود: این دویست دینار را بگیر
و برای مخارج و توشه خود استفاده کن و مواظب باش و از جانب من نیز لازم نیست صدقه بدهی
، برو تا تو را نبینم و مرا نبینی! و آن مرد رفت.

سپس حضرت بیرون
آمد، یکی از حاضران گفت: فدایت شوم، شما که زیاد عطا و لطف نمودی، چرا صورت خود را
از او پنهان کردی؟ فرمود: تا مبادا ذلت سؤال رادر صورتش ببینم! مگر ننشنیده ای حدیث
رسول الله (ص) را که فرمود: آن که کار نیک را مخفیانه انجام دهد مانند هفتاد حج است
و آن که گناه را آشکار انجام دهد رها شده است و آن که گناه را مخفی انجام دهد آمرزیده
است.

سپس حضرت شعری
به این مضمون خواند: هر گاه که حاجتی نزد او ببرم، با آبرویم از نزد او باز می گردم.

سیره حضرت رضا (ع)
با زیردستان

از مظاهر اخلاق
زیبا و محبت آمیز حضرت رضا (ع)، توجه ایشان به خدمتکاران و بردگان است که ضمن نشان
از تواضع فوق العاده ایشان که روش اهل بیت (ع) است، از روحیه و عاطفه والای ایشان نسبت
به زیردستان و ضعیفان حکایت می کند.

1. حضرت به عبادت
و معنویت خدمتکاران خود توجه داشت. به گونه ای که کسی را گماشته بود تا آنها را برای
نماز شب بیدار کند.

2. نسبت به آزادی
بردگان عنایت داشت به گونه ای که نوشته اند: حضرت هزار برده کرده است.

3. یکی از اهالی
بلخ گوید: با حضرت رضا (ع) در سفر خراسان همراه بودم، روزی سفره ای انداخت و تمامی
خدمتکاران را با هر مرتبه ای که بودند سر سفره جمع کرد، عرض کردم: فدایت شوم، ای کاش
برای این ها سفره ای جدا می انداختی؟ حضرت فرمود: بس کن: ان الرب تبارک تعالی واحد
والام واحده والاب واحد والجزاء بالاعمال. یعنی: خداون تبارک و تعالی یکی ، مادر ،
یکی و پدر، یکی و پاداش به اعمال است.

4. از جمله صفات
ارزنده حضرت این بود که مراعات آرامش زیر دستان را در وقت غذا می کرد، دو نفر از خدمتکاران
حضرت به نام های یاسر و نادر گویند: حضرت رضا (ع) به ما فرمود اگر مشغول غذا بودید
و من بالای سر شما آمدم ، بلند نشوید و غذایتان را تمام کنید.

گاهی حضرت یکی
از ما را صدا می زد و چون می گفتند مشغول غذا خوردن است می فرمود: یگذارید تا غذایش
تمام شود و گاهی چنان به خدمتکاران خود توجه می کرد که با دست خویش برای آنها لقمه
می گرفت. نادر خادم گوید: حضرت رضا (ع) خودش جوزینه ( گویا چیزی کلوچه مانند که با
شکر و خرما درست می کردند بوده است) روی هم می نهاد و به من می داد.

لطف و عنایت امام
رضا (ع) نسبت شیعیان

امام در نظر شیعه
همچون پدر مهربانی است که پیوسته در پی صلاح و خیر خواهی فرزندان است؛ هم چنان که حضرت
رضا (ع) فرمود: الامام الانیس الرفیق و الوالد الشفیق و الاخ الشفیق و الام البره بالولد
الصغیر. یعنی امام همدم مهربان و پدر و برادر دلسوز و مادر خیرخواه به فرزند کوچک خویش
است. ولی این گونه است که ما حضرت رضا (ع) را امام رئوف می دانیم زیرا پیوسته الطاف
حضرت، شامل حال شیعیان می باشد.

عبدالله بن ابان
که مورد توجه حضرت رضا (ع) بود، گوید: به حضرت عرض کردم: برای من و خانواده ام دعا
کنید. حضرت فرمود: مگر دعا نمی کنم؟ به خدا سوگند که اعمال شما هر روز و شب برمن عرضه
می شود به من گزارش می شود عبدالله گوید: من این مطلب را بزرگ شمردم تعجب کردم حضرت
فرمود: آیا کتاب خداوند عزوجل را نخوانده اید: و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله
و المومنین  یعنی تلاش کنید، که خداوند و رسول
او و مؤمنان ، کردار شما را خواهند دید. سپس حضرت فرمود: به خداوندسوگند که آن مؤمن
علی بن ابی طالب است( و فرزندان معصوم)

شخصی به نام موسی
بن سیار گوید: با حضرت رضا (ع) بودم( در سفر 
به خراسان) نزدیک شهر طوس، چون دیوارهای شهر نمایان شد، صدای نوحه و عزا شنیدم
، به دنبال صدا رفتم ، دیدم جنازه ای است. در این هنگام حضرت رضا (ع) از اسب فرود آمد
و به طرف جنازه رفت و به آن خو گرفت و مأنوس شد، آنگاه رو به من کرد و فرمود: ای موسی
بن سیار ، هر که جنازه یکی از اولیای ما را تشییع کند، از گناهان بیرون می رود آنگونه
که از مادر بدون گناه متولد شده است و چون جنازه آن مرد را کنار قبر نهادند، حضرت رضا
(ع) نزدیک آمد و مردم را کنار زد و دست مبارک بر سینه آن مرد نهاد و فرمود: ای فلانی،
مژده باد تو را به بهشت ، بعد از این دیگر ترسی بر تو نیست. عرض کردم: فدایت شوم، آیا
این مرد را می شناسید ؟ شما که تا امروز به این سرزمین نیامده اید؟

فرمود: ای موسی
بن سیار ، آیا نمیدانی که اعمال شیعیان ما ؛ در صبح و شام بر ما ائمه عرضه می شود ،
هر کوتاهی که در اعمال ما باشد ، از خداوند متعال می خواهیم که از صاحبش در گذرد و
هر چه از کارهای عالی باشد از خداوند برای صاحبش شکرانه در خواست می کنیم.

 عظمت شخصیت حضرت رضا (ع) در کلام بزرگان

اگر چه مقام امامت
حضرت رضا (ع) برای آگاهی یافتن از عظمت  والای
آن امام کافی است، اما بیان پاره ای از کلمات در این موضوع تأثیر بسزایی در اذهان عمومی
دارد.

مأمون عباسی که
خود از نظر علم و دانش جایگاه بسزایی داشته است، با ان که از دشمنان حضرت به حساب می
اید، در مورد حضرت  گوید: ما اعلم احدأ افضل
من هذا الرجل - حضرت رضا (ع) – علی وجه الارض، یعنی من کسی را برتر از
این مرد یعنی حضرت رضا (ع) بر روی زمین نمی شناسم.

جمال الدین احمد
بن علی نسابه معروف به ابن عنیه گوید: اماام رضا که کنیه اش اباالحسن است، در فرزندان
ابو طالب در زمان خودش مانند نداشت. و ذهبی که انحراف او از اهل بیت (ع) معروف است،
در مورد حضرت رضا (ع)  گوید: او سرور بنی هاشم
در زمان خویش و بردبارترین  و عاقل ترین آنها
بود...

اباصلت هروی که
خود از اعلام زمان خویش است، گوید : ندیدم کسی را که از علی بن موسی الرضا داناتر باشد،
هیچ دانشمندی حضرت  را ندید مگر آنکه همین شهادت
را گواهی داد...

ابو نواس از شعرای
نامدار عصر حضرت رضا (ع) است ، روزی یکی از یارانش به او اعتراض کرد که: چرا
در مورد شخصیتی مانند امام علی بن موسی الرضا (ع) تا کنون چیزی نسروده ای با آن که
حضرت را می شناسی؟ ابو نواس گفت: به خدا سوگند که بزرگی او مانع این کار شد، کسی چون
من توان مدح همچون او را ندارد.

سپس اشعاری به
این مضمون سرود:

قیل لی انت اوحد
الناس طرّأ

فی فنون من الکلام
النّبیه

لک فی جوهر الکلام
بدیع

یثمر الدّرّ فی
یدی مجتبیه

فعلام ترکت مدح
ابن موسی

والخصال التی تجمعن
فیه

قلت لا اهتدی لمدح
امام

کان جبرئیل خادمأ
لابیه

خلاصه سخن او این
است که به من می گویند تو که سخنور بی همتایی هستی ، چگونه مدح حضرت رضا را با وجود
صفات والای او کنار گذاشته ای؟ من گفتم نمی توانم مدح امامی را بگویم که جبرئیل خدمتگزار
پدر او بوده است.

روزی حضرت رضا
(ع) در حالی که بر استر چالاکی سوار بود، بیرون آمد.ابو نواس نزدیک شدو سلام کرد و
گفت: ای پسر پیامبر ، در مورد شما اشعاری گفته ام ، دوست دارم بشسنوی. حضرت فرمود
: بگو ، ابو نواس سه بیت از اشعار خویش را خواند از جمله :

من لم یکن علویا
حین تنسبه

فما له فی قدیم
الدهر مفتخر

یعنی هر که در
نسب علوی نباشد، از گذشته افتخاری ندارد...

امام (ع) اشعار
وی را پسندید و به او فرمود : اشعاری برای ما آورده ای که قبل از تو کسی نیاورده است...   .

سپس حضرت  به غلامش فرمود: چقدر از مخارج  ما زیاد مانده است؟ عرض کرد: سیصد دینار – هر دینار
یک مثقال طلا بوده است - حضرت فرمود: بده به ابونواس، وقتی حضرت به خانه برگشت به غلامش
فرمود: شاید آن مبلغ را اندک بشمارد، این را نیز برای او ببر.

مقام و شخصیت علمی
حضرت رضا (ع)

هر شیعه آگاهی
می داند که علوم اهل بیت (ع) از علم بی پایان الهی سرچشمه می گیرد و خداوند متعال به
ایشان چنان دانشی داده است که به هیچ فردی به جز پیامبر اکرم (ص) نداده است.

ائمه اطهار (ع)
تمامی علوم پیامبران مرسل و ملائکه مقرب را دارا هستند. اخبار آسمان ها و زمین نزد
آن هاست و به طور کلی ایشان خزانه داران علوم الهی هستند و هیچ چیزی نیست که مورد نیاز
مردم باشد و از آن ها پنهان بماند ولی شرایط خاص هر امام و دستور العملی که از جانب
خداوند برای آن ها به اقتضای فرصت های هر زمان صادر شده بود، سبب می شد که برخی از
ایشان مجال بیان دین و اظهار علوم گسترده خویش را بیشتر داشته باشند، همانند حضرت امیر
و امام باقر و امام صادق(ع) و از جمله حضرت رضا (ع) که سه جریان مهم سببب شد، سیلاب
دانش از حضرت رضا (ع) به سوی جامعه اسلامی سرازیر شود.

اول: فتنه واقفیه
و شبهاتی که اینان در امامت حضرت رضا (ع) مطرح کردند و حضرت با پاشخ های عمیق خویش
مردم را هدایت می نمود.

دوم: هلاکت برامکه
با پاسخ های در سال چهارم امامت حضرت که سبب شد یکی از مهم ترین دشمنان اهل بیت (ع)
در دستگاه هارون به دست هارون از میان برود، به طور نسبی فرصت خوبی جهت نشر آثار اهل
بیت (ع) فراهم شد.

سوم: مسأله ولایت
عهدی حضرت بود که نگاه ها را متوجه حضرت کرد و مأمون عباسی با تشکیل محافل علمی و مجالس
بحث و مناظره سعی در آن داشت تاحضرت را در مقابل بزرگان ادیان و علمای مذاهب، عاجز
نشان دهد؛ اما از آن جا که خداوند متعال کید و مکر حیله گران را مدیریت می کند و به
خودشان بر می گرداند، همین جلسات و محافل مناظره ، سبب معرفی علمی و عظمت حضرت رضا
(ع) شد، به گونه ای که دانشمندان بزرگ به دانش گسترده وی اعتراف کرده اند.

شخصیت حضرت رضا
(ع) از نظر علمی به گونه ای است که حضرت صادق (ع) که خود رئیس مذهب جعفری است، در مورد
امام رضا (ع)قبل از تولد ایشان به فرزند خود موسی بن جعفر بارها می فرمود: عالم آل
محمد(ع) در نسل توست، ای کاش او را درک می کردم.

محمد بن عیسی یقطینی
گوید: از پاسخ هایی که حضرت رضا (ع) به سؤال های مردم داده بود، پانزده هزار مسأله
جمع آوری کردم.

اباصلت هروی که
خود از بزرگان زمان خویش است، گوید : من کسی را داناتر از علی بن موسی الرضا ندیدم،
هیچ دانشمندی نیز حضرت را ندید مگر آن که مانند من گواهی داد، مأمون در مجالس متعدد
از دانشمندان ادیان(گوناگون) و فقهای شریعت (اسلام) و متکلمان را جمع کرد- و با حضرت
مناظره کردند- و حضرت برهمه آنها پیروز شد به گونه ای که همگی

/ 0 نظر / 36 بازدید